X
تبلیغات
نماشا
رایتل

گزیده سرمقاله‌ روزنامه‌های صبح امروز ۱۳۸۸/۸/۱۶
انتقاد از رهبری
جام جم آنلاین: روزنامه‌های صبح امروز ایران در سرمقاله‌های خود به مهمترین مسائل روز کشور و جهان پرداخته‌اند از جمله «افغانستان ، چاله ها و چشم اندازها»،«مصداق های تاریخی تفرقه و اختلاف»،«انتقاد از رهبری»،«رئیس جمهور اوباما یکساله شد»،«غفلت از مطالبات جمعی»،«سبزها با اوباما؟» و... که برخی آنها در زیر می‌آید.

کیهان:افغانستان ، چاله ها و چشم اندازها

«افغانستان ، چاله ها و چشم اندازها» عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی کیهان به قلم سعدالله زارعی است که در آن می‌خوانید؛تحولات افغانستان وارد مرحله حساسی شده است. اعلام یکجانبه پیروزی حامد کرزای و استقبال فوری و یکپارچه سران کشورهای غربی، از نوعی «همدستی» و هماهنگی خبر می دهد. از سوی دیگر نادیده گرفتن قانون اساسی افغانستان و زیر پا گذاشتن قوانین جاری این کشور و نیز نادیده گرفتن نظرات و آراء شهروندانی که به کاندیدایی غیر از کرزای رای داده اند برای آینده افغانستان بسیار خطرناک می باشد.

مردم افغانستان نیاز مبرم به «حکومت قانون» دارند و برای رسیدن به حکومت قانون نزدیک چهار دهه انواع رنج ها را تحمل کرده اند. آنان اینک محصول 40 سال تلاش خود را در تاراج دست هایی می بینند که از خارج و داخل به هم رسیده اند. بدون اغراق می توان گفت قانون اساسی افغانستان مهمترین پایگاه دفاعی مردم این کشور در برابر متجاوزان خارجی و هرج و مرج طلبان داخلی است. و وقتی نادیده گرفته می شود سایه ای از وحشت و نگرانی جای آن را می گیرد.

براساس ماده 61 از فصل سوم قانون اساسی افغانستان، رئیس جمهور الزاماً باید بیش از 51 درصد آراء رأی دهندگان را در انتخاباتی «آزاد، عمومی، مستقیم و سری» به دست آورد. کمااینکه قانون انتخابات این کشور نیز بر همین مضمون تأکید می کند. براساس قانون اساسی افغانستان در شرایط فوت یکی از کاندیداها، حتماً باید انتخابات مجدد برگزار شود به همین دلیل کمیسیون انتخابات این کشور اجازه نداشت با کناره گیری عبداله از کاندیداتوری دور دوم، کاندیدایی که براساس اعلام نیمه شهریور ماه همین کمیسیون، تنها موفق به کسب 47 درصد آراء گردیده، را به عنوان نامزد برنده معرفی نماید. اقدام کمیسیون انتخابات از یک سو شائبه دخالت آنان به نفع کرزای را پررنگ تر کرد و از سوی دیگر زمینه ساز بروز حاد مخالفت های مردمی علیه حکومت فعلی گردید.

آنچه امروز این کشور را تهدید می کند، «بازگشت به نقطه صفر» است. افغانستان از 15 مهر 1380 که توسط آمریکا و انگلیس به تصرف درآمد با بحران بزرگ «اشغال» مواجه می باشد. در این میان ساز و کارهای داخلی و قانون اساسی در افغانستان یکی از اصلی ترین راههای تلاش مردم برای پایان دادن به اشغال کشورشان می باشد. کمااینکه مردم عراق توانستند با تکیه بر قانون اساسی خود و نهادهای برآمده از آن، آمریکا را وادار به پذیرش خروج از این کشور تا پایان سال 2011 نمایند. با این وصف طبیعی است که آمریکایی ها برای از میان برداشتن چنین امکانی در افغانستان دست به کار شوند و مبانی حقوقی و سازوکارهای ناشی از آن را ویران نمایند. بازگرداندن افغانستان به نقطه صفر این امکان را به اشغالگران می دهد که خود را از شر بسیاری از نتایج اشتباهات بزرگ خود (نظیر پذیرش ساز و کار انتخابات) برهانند و برنامه جدیدی مبتنی بر اشغال دائمی افغانستان و ضعیف نگاه داشتن دولت مرکزی به اجرا بگذارند از این رو می بینیم که سران کشورهای تشکیل دهنده ایساف توامان از لزوم افزایش نیروی نظامی ناتو در افغانستان خبر می دهند و در همان حال حامد کرزای که آراء اکثریت را بدست نیاورده به عنوان رئیس جمهور پذیرفته می شود.

انتخابات در افغانستان همزمان توسط طالبان و سران عضو ایساف تحریم شده است اما طالبان با صراحت شرکت در انتخابات را جرم و گناه می خواند و غربی ها از عدم برگزاری دور دوم انتخابات استقبال کردند در واقع طالبان و غرب به یک اندازه با پا گرفتن نظم و قانون در افغانستان مخالفند چرا که «حکومت قانون» به این دو اجازه یکه تازی و توسل به اقدامات خودسرانه نمی دهد.

قرار بود انتخابات افغانستان در پایان پنجمین سال ریاست جمهوری حامد کرزای- در روز اول خرداد- برگزار شود اما دولت کابل به بهانه عدم وجود امنیت کافی و نامناسب بودن شرایط اقلیمی از برگزاری انتخابات در موعد قانونی طفره رفت و عملا دادگاه عالی و کمیسیون انتخابات را وادار به تمدید سه ماهه ریاست جمهوری خود گردانید. انتخابات سرانجام به جای 18 مهر- که درخواست دولت بود- در 29 مرداد ماه برگزار گردید. حامد کرزای و دکتر عبداله عبداله از میان 35 کاندیدای انتخابات، آراء بیشتری را به دست آورده بودند. این در حالی بود که تنها 9/5 میلیون نفر از 17 میلیون واجد شرایط رأی به پای صندوق ها رفته بودند و انتخابات تنها با مشارکت کمتر از 35 درصد شهروندان رقم خورده بود و کرزای توانسته بود حدود 000/773/2 رأی شهروندان را به دست آورد. براساس نتایج، انتخابات باید به دور دوم می رفت اما حامد کرزای که به سختی به رأی کمیسیون انتخابات مبنی بر ابطال آراء 358 صندوق- عمدتا مربوط به مناطق پشتونشین- را قبول کرده بود از هرگونه تغییری در مسئولین ایالت هایی که مرتکب تقلب شده بودند، سر باز زد و مراجعه پی در پی شخصیت های شمال و مرکز افغانستان را بی پاسخ گذاشت و در نهایت خود را برنده دور اول انتخابات اعلام کرد در مورد کناره گیری دکتر عبداله از شرکت در دور دوم رقابت ها و تصمیم کمیسیون انتخابات و پذیرش سریع رأی این کمیسیون از سوی کشورهای غرب و ارسال سریع پیامهای تبریک به حامد کرزای نکات قابل تأملی وجود دارد.

1- کناره گیری عبداله پس از چند دور گفت وگو بین شخصیت های شمال با رئیس جمهور و نیز پس از چند بار اولتیماتوم از سوی او صورت گرفت و این کناره گیری به سرعت از سوی کشورهای آمریکا، انگلیس، فرانسه و-کای ایده- نماینده دبیرکل سازمان ملل در امور افغانستان و نیز بان کی مون مورد استقبال قرار گرفت یعنی آنان به جای آنکه نگران شوند، شادمانی کردند.

این موضوع نشان داد که عدم انعطاف کرزای از پشتوانه خارجی برخوردار بوده است و این موضوع می تواند وضعیت افغانستان را از این که هست بدتر کند چرا که اگر روی کار آمدن کرزای در دور دوم حاصل توافق خارجی باشد به این معناست که علاوه بر سرزمین اینک حاکمیت افغانستان نیز به تصرف ناتو درآمده و این حیله افغانی ها را در مواجهه با اشغالگران و متجاوزان تضعیف می نماید. بر این اساس می توان به «عبداله» نیز نمره منفی داد چرا که او در عملی شدن این توافق احتمالی -ناخواسته- نقش ایفا کرده است.

2- زمینه سازی کشورهای غربی برای پذیرش حامد کرزای- علیرغم شکست در انتخابات- و سپس قبول بی چون و چرای رأی کمیسیون انتخابات بار دیگر بر این نکته تاکید کرد که آمریکا و سایر کشورهای تشکیل دهنده ایساف وجود یک رئیس جمهور فاقد پایگاه و مشروعیت داخلی- و در نتیجه یک رئیس جمهور ضعیف- که نه محصول رأی مردم و نه محصول توافق طوایف است را بر یک دولت با اقتدار و مشروع ترجیح می دهند چرا که سیطره بر چنین دولتی بسیار آسان خواهد بود. نیروهای متجاوز ایساف طی 4 سال گذشته اگر چه هر جنایتی را با دست باز مرتکب شده اند اما همواره از سوی نهادهای افغانی مورد سؤال بوده اند و این دشواری هایی را برای آنان پدید آورده بود. بر این اساس اگر در پشت اعلامیه کمیسیون انتخابات بین کرزای و دولت های تشکیل دهنده ایساف توافقی صورت گرفته باشد، به معنای آن است که راه ناتو در افغانستان در 4 سال آینده هموارتر شده است.

3- عدم توجه به شکایت دکتر عبداله و اعلام یک طرفه پیروزی کاندیدای پشتون می تواند گسست تازه ای را در میان نیروها و احزاب افغانستان پدید آورد و حتی میان جنوب و شرق افغانستان با مرکز و شمال این کشور مشکلاتی امنیتی پدید آورد. اگر تاجیک ها، هزاره ها، شیعیان و ازبک ها، اعلام غیرقانونی ریاست جمهوری کرزای را به معنای کنار زدن آن ها از حکومت و مقدمه اخراج آنان از دولت و مجلس آینده تلقی کنند، آن وقت احتمال وقوع درگیری های تازه و صف بندی های جدید سیاسی و امنیتی در این کشور قوی خواهد بود. از چنین شرایطی دو گروه استقبال خواهند کرد؛ طالبان تندرو و اشغالگران غربی- این موضوعی است که سبب بروز نگرانی هایی می شود، تغییر صف بندی سیاسی و امنیتی در افغانستان و بی اثر کردن رأی مردم می تواند روی حوزه های دیگری نظیر عراق هم تأثیر بگذارد و دامنه تهدید را از افغانستان به سایر کشورهای خاورمیانه تسری دهد.

4- می توان پیش بینی کرد که آمریکا، انگلیس و فرانسه به مناقشه درونی حکومت افغانستان دامن خواهند زد. شبکه تلویزیونی CNN بلافاصله پس از کناره گیری دکتر عبداله تلاش کرد تا وانمود کند شمال انتخابات را تحریم کرده و روزنامه نیویورک تایمز از حتمی بودن بروز تشنج سیاسی در افغانستان پس از کناره گیری عبداله خبر داد. استقبال این کشورها از کناره گیری عبداله و پذیرش فوری رأی کمیسیون انتخابات، نیروهای شمال را تحریک می کند همین الان درباره باقی ماندن ژنرال فهیم (معاون اول رئیس جمهور)، خلیلی (معاون دوم رئیس جمهور)، صبغت الله مجددی (رئیس مجلس سنا)، اسماعیل خان (وزیر آب و برق) و... که در انتخابات 92 مرداد از کرزای حمایت کرده بودند، در کنار کرزای تردید جدی به وجود آمده است. اما نیروهای شمال باید به جای افتادن در چاله نزاعهای طایفه ای و بازی در میدان اشغالگران گفت وگوی داخلی بین خود را فعال نمایند. آنان اینک به جای عصبانیت باید راه ائتلاف دوباره در جبهه شمال از یک سو و ائتلاف مجدد با دولت را از سوی دیگر پیدا کنند وگرنه اشغالگران غربی ملت افغانستان را در شرایطی قرار می دهند که سیطره همه جانبه و دائمی آنان را بپذیرند و هیهات که مردم مبارزی که زمانی با حداقل امکانات، ابرقدرت شرق را وادار به فرار از کشور خود نمودند، به خواری پذیرش طرح های کفار غربی گرفتار شوند.

اعتماد:مصداق های تاریخی تفرقه و اختلاف

«مصداق های تاریخی تفرقه و اختلاف»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی اعتماد به قلم بهروز بهزادی است که در آن می‌خوانید؛آنچه تحت عنوان امثال و حکم در زبان فارسی آمده است، گنجینه گرانبهایی است که جوانان ما نباید آن را از یاد ببرند و پیران نیز باید عمر خود را صرف آموختن آنها به جوانان کنند. برخی از این مثل ها آنچنان ساده اما پرمغز و محتوا است که از گذشته حتی در مکتبخانه ها و مدارس به کودکان و نوجوانان آموخته می شده است تا هنگامی که وارد بازار کار می شدند یا مسوولیت بخش های مختلف جامعه را به گردن می گرفتند، از آنها در جهت بالندگی جامعه بهره بگیرند. این مثل ها را که نمونه برجسته آن حکایات سعدی دانشمند توانای ایران زمین است، می توان در کتاب های اکثر شعرا و نویسندگان قرن های گذشته یافت و جوانان را به بهره گیری از آن تشویق کرد. چند نمونه از این مثل ها که در کتب درسی مدارس آمده بود از همان جمله اند.

برای مثال می توان به پدری اشاره کرد که در بستر بیماری به عنوان وصیت از فرزندان خویش خواسته بود هر یک تکه چوبی را بیاورند و دانه دانه آنها را شکسته بود و به کنجی انداخته بود، آنگاه مشابه همین چوب ها را دسته کرده بود که این دسته را هیچ کس نتوانسته بود بشکند و از فرزندانش خواسته بود همیشه متحد باشند تا آسیبی نبینند و اگر متفرق شوند مثل آن چوب های خشک دانه دانه می شکنند. آنچه می تواند در یک خانواده اتفاق بیفتد در یک جامعه و کشور نیز در سطحی وسیع تر قابل اتفاق افتادن است و تاریخ نیز در مقاطع مختلف بر آن گواهی می دهد.

گواهی تاریخ حاکی است که ملت ها همیشه با اتحاد و اتفاق به پیروزی رسیده اند و در سایه افتراق و اختلاف شکست های بزرگی را متحمل شده اند که برخی از مثل ها حکایت همین رویکرد است. حوادث ماه های اخیر کشور همیشه مرا به یاد همان دهقان و فرزندانش و چوب هایی که دانه دانه شکسته می شدند و با هم محکم و استوار می ماندند، می اندازد و چند بار خواسته ام اشاراتی از همین زاویه به هموطنانم و حتی مسئولان داشته باشم ولی به این بهانه که کو گوش های شنوا منصرف شده ام. با این حال حوادث چند روز پیش کشور یعنی روز سیزدهم آبان عزمم را جزم کرد که در این باره حتماً یادداشت کوتاهی در باب مزایای اتحاد و اتفاق یک جامعه بنویسم و درباره زیان های اختلاف بین مردم زنهار دهم. شاید یکی از دلایل مهم انصراف همیشگی من از نوشتن مطلب در این زمینه، سادگی بحث و وقوف همگان بر آن بوده است ولی اینکه چرا ما این موضوع بسیار ساده و بدیهی را فراموش کرده ایم این بار مهم ترین انگیزه من در نگارش شد.

بدون تردید همه ما، من که این یادداشت را می نویسم و شما که آن را می خوانید، رویدادهای روز سیزدهم آبان را از نزدیک یا از طریق رسانه ها دیده ایم و حرف و حدیث های آن را شنیده ایم. بدون آنکه وارد بحث محتوایی و ارزشی آن شوم، می خواهم بر این نکته تاکید کنم که دو دیدگاه در روز سیزدهم آبان ماه برابر ما قرار داشت. دیدگاه هایی که از قبل از انتخابات ریاست جمهوری خودی نشان دادند در روز انتخابات و بعد از آن روبه روی هم قرار گرفتند تا آنجا که اختلاف شدید اصولگرایان و اصلاح طلبان نام گرفت و ماجراهای تجمع ها و تعرض های خیابانی و بخشی از بازداشت ها که بحث های آن به مجلس نیز کشیده شد، ناشی از همین دو دیدگاه متقابل بود. دیدگاه هایی که با چاشنی خشونت همراه است و شماری از بلندپایگان کشور حتی در زمینه اصلاح آن داروی اتحاد و اتفاق را توصیه کرده اند. بحثی که ناشی از روحیه یی برای ایجاد وحدت در جامعه است و نه تنها نباید آن را نادیده گرفت بلکه برای عملی شدن از هیچ کوششی نباید فروگذاری کرد چرا که تجربه تاریخی نشان می دهد ملت ها در برابر تفرقه آسیب پذیر بوده اند و در سایه اتحاد به توسعه و پیشرفت رسیده اند و حتی بر مشکلات بزرگ و دشمنان تا دندان مسلح به پیروزی رسیده اند.

1 - البته مصداق های تاریخی در این زمینه فراوان است که یکی از آنها بررسی تاریخی و اجتماعی شکست مسلمانان در اندلس یعنی اسپانیای امروزی است. تمامی کتاب های تاریخی متفقاً این شکست را ناشی از تفرقه و البته فسادی می دانند که ناشی از همین تفرقه در دستگاه حکومتی مسلمانان در آن دیار حاکم شد و اسلام پس از هشت قرن ناچار شد کتاب بزرگ حکومت افتخارآمیز بر اروپا را ببندد و فتوحات بزرگ مسلمانان را در شبه جزیره ایبری و حتی بخش هایی از فرانسه امروز تبدیل به شکست کند؛ فتوحاتی که تحول و پیشرفت را در قاره اروپا سبب شده بود و باعث شده بود اروپایی که گرفتار رکود علمی قرون وسطی بود به سوی علم و ادب و صنعت رو کند تا جایی که خرابه های قرطبه پایتخت حکومت اسلامی اندلس و نوشته هایی که از آن زمان بر جای مانده است، هنوز نمودار تمدنی بزرگ و باشکوه از اسلام است و البته همه اینها یک پرسش را در ذهن آدمی مطرح می کند؛ پرسشی که نگارنده در نخستین سفر به اسپانیا با آن روبه رو شد؛ چرا اندلس از اوج قدرت و شکوه به ذلت رسید و تن به شکستی تلخ آنچنان که در تاریخ ها آمده است، داد. پرسشی که پاسخ آن به روشنی در تمامی کتب تاریخی آمده است و اختلاف و تفرقه مسلمانان در اندلس است؛ اختلافی که یکی از نمونه های آن را در صفحه 45 «تاریخ فتوحات اسلامی در اروپا» نوشته شکیب ارسلان و ترجمه علی دوانی به روشنی می توان دریافت، آنجا که حتی وقتی کسی برای صلح و آشتی قدم پیش می گذارد در آتش این دشمنی و تفرقه خاکستر می شود. در یکی از این آشوب ها، روزی دانشمند بزرگی در مسجد جامع شهر قرطبه، همین که ضمن اشاره به این گونه اختلافات گفت؛ «خدایا میان ما صلح برقرار کن» بی درنگ کشته شد و دیگری در همان مسجد به محض اینکه گفت؛ «خدا صلح را دوست دارد و به آن امر کرده است» در دم به قتل رسید. متاسفانه این اختلاف ها به جایی رسید که گروه های مسلمان مخالف هم برای پیروزی بر یکدیگر از دشمن صلیبی کمک می خواستند؛ دشمنی که قصد نابودی همه آنها را داشت و در نهایت بر مسلمانان پیروز شد و حکومت اندلس پایان یافت. برای ادامه بحث خوانندگان این یادداشت را به تاریخ های مختلف اندلس که به وسیله مورخین مسلمان نوشته شده است، جلب می کنم.

2- مصداق دوم را می توان در فروپاشی امپراتوری عثمانی یافت. گرچه تاریخ فرو پاشیدن این امپراتوری را که پنج قرن و نیم بر بخش های بزرگی از خاورمیانه و غرب آسیا و اروپا تسلط داشت در افزایش جمعیت و بی تناسبی آن در اراضی امپراتوری، فشار شدید غرب اروپا، گشایش راه دریایی تجارت شرق و غرب و جنگ های بسیار این امپراتوری با غرب یعنی اروپاییان و شرق یعنی ایران می دانند ولی هیچ یک تردید نکرده اند که اختلافات درونی سال های پایانی یکی از انگیزه های مهم در هم پاشی این امپراتوری بوده است؛ اختلافاتی که فساد و ساختار سیاسی نیز همپای آن رشد می کرده است.

اختلافات حکومتی در امپراتوری عثمانی پس از سقوط سلطان عبدالحمید ثانی و روی کار آمدن سلطان رشاد شدت زیادی گرفت. این دوران همزمان با جنگ جهانی اول بود. رشاد 65ساله تا زمانی که به قدرت رسید در دربار عثمانی تحت نظر بود و در 9 سال سلطنت او نیز نیروهای مختلف حکومتی اختلافات داخل را به اوج رساندند، به گونه یی که شیرازه امور از هم پاشید. در همین زمان ایتالیا طرابلس غربی را تصرف کرد و شورش در کشورهای بالکان آغاز شد. عراق و حجاز و سوریه از دست رفت و دشمن تا ارض روم و طرابوزان نفوذ کرد. بعد از رشاد برادرش وحیدالدین با نام سلطان محمد ششم به عنوان سی وششمین و آخرین سلطان عثمانی به سلطنت رسید و این دوران همزمان با ورود متفقین به پایتخت امپراتوری بزرگ عثمانی بود؛ یعنی فروپاشی کامل. گرچه علل زیادی درباره این فروپاشی می توان گفت ولی تفرقه و اختلافات عمیق این سال ها پرونده این امپراتوری را به سرعت بست.

کتاب های زیادی درباره اختلافات و تفرقه حکومت عثمانی در سال های واپسین این امپراتوری نوشته شده است که خوانندگان عزیز را به خواندن آنها نیز توصیه می کنم. در کنار این دو مصداق بزرگ از نتایج منفی و زیان های بزرگ تفرقه و اختلاف در تاریخ که به عنوان درس های بزرگ تاریخی از آنها یاد می شود، می توان به بسیاری دیگر از مشکلات کشورها و ملت ها که ناشی از تفرقه بوده است و بر بسیاری از پیشرفت ها که ناشی از اتحاد و اتفاق ملت ها بوده است، اشاره کرد و خوانندگان را به خواندن مقولات تاریخی در این زمینه حواله داد تا باشد که بتوانیم اندکی روشن تر و بازتر درباره مصداق های تاریخی و مثبت اتحاد و منفی تفرقه به بررسی بنشینیم و برای پیشرفت و توسعه و توانمندی کشورمان ضمن تشویق همگان بر اتحاد از آنان بخواهیم از تفرقه و اختلاف بپرهیزند.
 
رسالت:انتقاد از رهبری

«انتقاد از رهبری»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی رسالت به قلم محمد کاظم انبارلویی است که در آن می‌خوانید؛حوزه نقد و انتقاد حوزه حساس و دقیقی است. کسانی که وارد این حوزه می شوند هدفشان کشف حقیقت و ادراک واقعیت های خارج از ذهن خودشان است. حوزه نقد و انتقاد عرصه حضور و هنرنمایی عقل عملی و عقل نظری است.

حوزه نقد و انتقاد حوزه حساس و دقیقی است. کسانی که وارد این حوزه می شوند هدفشان کشف حقیقت و ادراک واقعیت های خارج از ذهن خودشان است. حوزه نقد و انتقاد عرصه حضور و هنرنمایی عقل عملی و عقل نظری است.

کسی که در این حوزه وارد می شود باید آداب نقد را مراعات کرده و حق نقد را ادا کند. کسی که در این حوزه وارد می شود باید بداند نقد چیست، انتقاد کدام است، مورد نقد چه می باشد؛ فردی که مورد نقد است چه ویژگی ها، جایگاه و خصوصیات و توانایی هایی دارد. راه را کجا اشتباه رفته و راه صحیح کدام است.

ما در نقد رهبری به سراغ کسی می رویم که بنابر اعتقادات ناب شیعی برای او “ولایت” قائل هستیم. ولایت او از یک سو ریشه در اصول دین ما و در امتداد نبوت و امامت قرار دارد.
“انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنو الذین یقیمون الصلاه و یوتون الزکوه و هم راکعون”(1)
 “اطیعوالله و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم”(2)
از سوی دیگر ولایت او ریشه در فروع دارد. به این معنا که نماز و روزه و حج، خمس و زکات و جهاد ما بدون ولایت در محضر حق پذیرفته نیست (3). ولایت رکن رکین فروع دین است. ما در نقد رهبری به سراغ کسی می رویم که فقیه است. یعنی فهم او از دین بهترین فهم است. او یک اسلام شناس واقعی است.

ما در نقد رهبری به سراغ کسی می رویم که صلاحیت مدیریت جامعه اسلامی را دارد و به علم و تدبیر او در مدیریت جامعه اسلامی اذعان داریم. او مجری، حافظ و مبین قرآن کریم است. او کسی است که شعاع عملش همدوش شعاع تفقه در دین است و می تواند مسائل جدید و مستحدثه را حل کند و آن را بر اصول و فروع دین تطبیق دهد.

ما در نقد رهبری به سراغ کسی می رویم که او را عادل می دانیم. مفهوم این سخن آن است که او را علاوه بر عقل نظری در حوزه عقل عملی درک کردیم و می دانیم هم علم دین را درست فهمیده و هم این علم را در محدوده حیات خود و در جامعه اسلامی می خواهد درست اجرا کند. او به میل و هوس کاری را انجام نمی دهد. مطیع هوای نفس خود نیست. واجبی را ترک نمی کند و گناهی را مرتکب نمی شود اگر فتوا می دهد خود اولین کس به عمل به آن است. ما در نقد رهبری به سراغ کسی می رویم که بر اساس نص اصل109  قانون اساسی صلاحیت علمی برای افتاء دارد، عدالت و تقوای لازم را برای رهبری امت دارد، بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری دارد. ما از طریق انتخاب توسط عده ای “خبره” به چنین فردی رسیده ایم و در این راه دقت عقلی و منطقی داشته  ایم. اما همه اینها باعث نمی شود کرکره نقد را پایین بکشیم و بگوییم؛ هر چه اومی گوید و انجام می دهد درست است. چنین چیزی را نه او گفته و نه در آموزه های دینی به آن تفوه شده است. او مامور به مشورت است.وشاورهم فی الامر... (4)
با این مقدمه در گونه شناسی منتقدین رهبری به موارد زیر بر می خوریم.
1- دسته اول کسانی هستند که با عنایت به ویژگی ها و جایگاه ولایت فقیه در مقام سوال از یک قول یا تقریر یا فعل رهبری بر می آیند.
مفهوم این فقره آن است که واقعا کسی پاسخ یک سوال در مورد قول یا فعل رهبری را نمی داند و می رود سوال می کند و پس از توضیح به علم می رسد و آرام می گیرد. در اینجا چیستی و چرایی یک فعل رهبری مورد سوال است. طبیعی است وقتی ناقد یا سائل به پاسخ می رسد آرام می گیرد و در اطاعت و پیروی خود راسخ تر می شود. رهبری معظم انقلاب در دیدارهای چهره به چهره با نخبگان و مردم بارها به روشنگری پرداخته اند و به سوالات مشخص و منتقدانه آنان پاسخ داده اند. دسته ای دیگر حرمت جایگاه رهبری را پاس می دارند با ادب می روند و در قالب عرضه دین مسائل خود را عرضه می دارند. وقتی پاسخ می گیرند به سکینه روحی و فکری می رسند.
س&~#@&رمانایی و پویایی مفهوم ولایت به معنای “حب”، “دوستی”، “نصرت”، “یاری” و “متابعت و پیروی و سرپرستی” در جامعه ما همین هوشمندی رهبری در کشف سوالات و ابهامات و پاسخگویی دقیق به آن است.

2- دسته دوم کسانی هستند که سوال ندارند، بلکه اعتراض به قول یا فعل رهبری در فلان موضوع اجتماعی یا سیاسی دارند. مفهوم این فقره آن است که ناقد محترم خود در خصوص امری یک داوری عقلی یا نظری دارد و داوری رهبری را اعتراضا قبول ندارد.
رهبری نظام خود را از شنیدن این نوع اعتراضات محروم نکرده است. شرایط نرم افزاری و سخت افزاری ارتباطات هم طوری نیست که نقدها در اندازه اعتراض به گوش ایشان نرسیده باشد. تا آنجا که حقیر اطلاع دارم ایشان صبورانه آن را گوش داده اند و در حد وسع به آن پاسخ گفته اند. واکنش ها در این وادی دو نوع بوده است. یکی آنکه ناقد یا معترض پس از شنیدن توضیحات رهبری شرمنده شده است و به این ادراک رسیده که خیلی از فاکتورهایی که باید در نظر می گرفته، یا فراموش کرده یا مورد غفلت قرار داده و رهبری مطالبی را هم می دانسته که او از آن خبر نداشته است. در اینجا به ندای انصاف و وجدان درون خود پاسخ مثبت می دهد و حق را می پذیرد و وقتی از محضر رهبری بیرون می آید دست به روشنگری می زند. شق دیگر این فقره آن بوده است که طرف برای قانع شدن نرفته بلکه برای متقاعد کردن رجوع کرده است. انصاف و وجدان خود را تعطیل می کند. حتی در مقام معترض ساکت باقی نمی ماند، می آید بیرون بیانیه صادر می کند و به معارضه و مخالفت و لشکرکشی و نهایتا محاربه می پردازد.

3- در گونه شناسی معترضین به ولایت فقیه به تقسیم بندی های جالبی می رسیم.
الف- کسانی که به ظاهر خود را معتقد به ولایت فقیه نشان می دهند در حالی که به ولایت خودشان معتقدند یا به ولایت کسی غیر از ولایت فقیه؛
کسی که به ولایت خودش معتقد باشد به وادی “خودپرستی” سقوط می کند و وقتی آدم با این جماعت روبرو می شود بوی عفونت خودپرستی را به راحتی می تواند استشمام کند. جالب اینجاست که همین آدم وقتی دید نتوانسته است ولی فقیه را به صراط خود بیاورد مرتب افرادی را می فرستد تا همان اعتراضات را با قرائت های گوناگون به او تفهیم کنند.

ب- عده ای هستند که به درد خودپرستی دچار نیستند بلکه مشکل “دیگر پرستی” دارند. اخبار، اطلاعات و تحلیل های خود را از کسانی می گیرند که آنها آدم های صالح نیستند. اخبار و تحلیل مسموم به خورد طرف می دهند. جهل و غفلت این عده باعث شده است از حقیقت و واقعیات جامعه دور باشند. گاهی در بحث با یک نخبه می بینی او گرفتار فرزند یا داماد یا رفیق خود است. وقتی می روی با او بحث می کنی و ادله عقلی می آوری قانع می شود اما یک تبصره به نتیجه بحث می بندد و آن اینکه اگر راست می گویی تو دختر یا پسر مرا هم قانع کن. یا می گوید اگر راست می گویی بیا با این داماد ما بحث کن. وقتی می روی با پسر و داماد آقا بحث می کنی می بینی از این شاخه به آن شاخه می پرد و اصلا معیار حق و باطل دستش نیست. بعد یک سری اخبار دروغ و تحلیل های نادرست را به عنوان واقعیات انکار ناپذیر می خواهد به انسان القاء کند. دروغ بودن یک خبر را اثبات می کنی! می گوید در مورد آن خبر چه می گویی؟ آن را دلیل می آوری می پرد روی مطلب دیگر. انسان را به یک دالان تو در تو می برد که نه خودش از آن رهایی دارد و نه اجازه می دهد طرف بحث، خود از آن رهایی یابد.

4- به طور مشخص در این انتخابات گروه ها، شخصیت ها و افرادی در خصوص انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و عملکرد رئیس دولت نهم دیدگاه انتقادی خاصی داشتند ملاقات های اینها با رهبری به منظور اثرگذاری روی نظر رهبری برای جلب حمایت از کاندید مورد نظر خودشان بود. رهبری معظم انقلاب ضمن پاسخگویی دقیق به آنها بر بی طرفی خود اصرار داشتند. آنها این موضع را کافی نمی دانستند می خواستند طوری مقام معظم رهبری موضع بگیرد که اگر اثبات آنها نباشد تلویحا و تصریحا نفی رقیب باشد. رهبری به این امر رضایت ندادند.متاسفانه اینها رفتند کار را به اردوکشی خیابانی و فحاشی و هتاکی و رادیکالیزه کردن فضای رقابت آن هم یک هفته قبل از برگزاری انتخابات کشاندند. چیزی که در هیچ یک از انتخابات ها طی30  سال گذشته نظیر نداشت. آنها به همین هم بسنده نکردند.

قبل از اعلام نتایج و پس از اعلام نتایج بر جنگ خیابانی تاکید کردند. متاسفانه در اردوکشی خیابانی طرف آنها “رقیب انتخاباتی” نبود بلکه خود رهبری را هدف قرار دادند و به سرعت به وادی “بغی” رسیدند. با آنکه می دانند بیراهه رفته اند و دشمن از آنها سوء استفاده کرده است حاضر نیستند بر گردند. کسانی که می گفتند اطاعت از رهبری واجب است و آنهایی که در اثبات ولایت فقیه از خدا و قرآن و روایات کوهی از مطالب به خورد جامعه می دادند، در عمل حتی حاضر نشدند نظر خودشان را در کنار نظر رهبری به کوره رای ملت ببرند و هر چه مردم گفتند آن را ملاک و میزان بدانند. وقتی فهمیدند مردم نقد آنها را قبول ندارند به صورت نظام و مردم چنگ زدند، خون بی گناهان را به ناحق ریختند و راه شورش  و آشوب پیشه کردند. به جای انتقاد به فحاشی روی آوردند و زنده باد و مرده باد راه انداختند.
واقعا باید به مظلومیت مردم و رهبری گریست و از شر فتنه این جماعت به خدا پناه برد. جماعتی که نه تنها به رهبری اعلان جنگ می دهد بلکه از آرمان های امام و انقلاب تبری می جوید، طبیعی است که آمریکا در فصل سربازگیری روی آنها حساب باز کند و در پادگان نظامی خود پشت سر منافقین، سلطنت طلب ها و مارکسیست ها مشق “نظام جمع” توی خیابان ها را به آنها یاد دهد.

پی نوشتها:
1- سوره مائده آیه55
2- سوره نساء آیه59
3- اصول کافی،ج2  کتاب ایمان و کفر- باب دعائم الاسلام
4- سوره آل عمران آیه159

ابتکار: رئیس جمهور اوباما یکساله شد

«رئیس جمهور اوباما یکساله شد»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی ابتکار است که در آن می‌خوانید؛ یک سال از انتخاب باراک اوباما برای ریاست جمهوری امریکا می گذرد. مردی که با شعار تغییر بر سر کار آمد و توانست با پیشنهادها و شعارهایش خیل عظیمی از مردم امریکا را با خود همراه کند. مردم امریکا به اوباما بسیار امید بسته بودند. خوش شانسی اوباما در این بود که انتخابات ریاست جمهوری امریکا با بحران اقتصاد جهانی آغاز شده بود و این موضوع به ضرر جمهوریخواهان تمام شد و وی توانست با شعارهای اقتصادی جذاب آرای مردم امریکا را با خود همراه کند. همین همراهی بود که باعث شد او شگفتی ساز انتخابات امریکا شود. اوباما نخستین سیاه پوستی بود که پا به کاخ سفید می گذاشت.

مجله اشپیگل در برابر این رخداد بزرگ سیاسی نوشت، در دنیای غرب فقط و فقط در ایالات متحده این امکان وجود دارد که یک سیاه پوستی با سابقه اوباما که هم پدرش مسلمان بود و هم  تبارش آفریقایی بتواند در راس امور کشورش قرار گیرد. و گرنه چنین اتفاقی محال است در اروپا روی دهد. اکنون یک سال از آغاز به کار این شگفتی ساز سیاسی امریکا می گذرد.

گزارش ها نشان می دهد که در این یک سال اوباما نه تنها امیدی برنیانگیخته بلکه بسیاری از امیدها را به ناامیدی تبدیل کرده است. موسسه گالوپ گزارش داد که محبوبیت اوباما در ماه گذشته میلادی در مقایسه به دیگر روسای جمهور امریکا به پایین ترین میزان خود در 50 سال اخیر رسیده است. در تایید این حرف می توان به آخرین انتخابات ایالتی در امریکا اشاره کرد که طی آن نامزدهای جمهوریخواه در ایالت های ویرجینیا و نیوجرسی موفق شدند رقبای دموکرات خود را شکست دهند. در ویرجینیا مک  دونل نامزد جمهوریخواه ایالت ویرجینیای امریکا در انتخابات ایالتی برای تعیین فرماندار این منطقه توانست کری دیدز رقیب دموکرات خود را شکست دهد.

در ایالت شرقی نیوجرسی امریکا که سابقه طولانی در پیروزی حزب دموکرات دارد نیز کریس کریستی نامزد جمهوریخواه توانست بر جان کورزین فرماندار کنونی و دموکرات این منطقه پیروز شود. ایالت نیوجرسی یکی از ایالت هایی بود که در انتخابات ریاست جمهوری بیشترین رای را به اوباما داده بود. در نیویورک نیز مایکل بلومبرگ شهردار مستقل نیویورک که بیشتر به جمهوریخواهان گرایش دارد نیز برای سومین بار پیاپی توانست پیروز انتخابات شود. در این انتخابات بلومبرگ که یکی از سرمایه گذاران مطرح امریکا به حساب می آید توانست 50 درصد آرای انتخابات را به خود اختصاص دهد.

اوباما محبوب سیاه پوست ها
درست است که اوباما ناامیدی های بسیاری نزد مردم امریکا به وجود آورده به گونه ای که بسیاری از این که به او رای داده اند اکنون پشیمانند و این موضوع حتی باعث نگرانی دموکرات ها برای آینده سیاسی شان شده; اما با این حال او هنوز محبوب دل سیاه پوست ها است. سیاهان امریکا مغرورند که سرانجام یک سیاه پوست به بالاترین پست اجرایی کشورشان رسیده است. به گزارش دویچه وله، نولان رولینز از مسئولان یک سازمان حقوق بشری در ایالت نیواورلئان امریکا، در این باره می گوید: «وقتی از خیابان های نیواورلئان رد می شوم، می بینم که جوانان این ایالت تی شرت هایی با عکس اوباما به تن کرده اند. این پدیده ای تازه است. آنها نه تنها عکس اوباما را بر تی شرت های خود دارند، بلکه پرچم امریکا را نیز با علاقه بر آن افزوده اند.» آندره پری رئیس دانشگاه نیواورلئان نیز معتقد است که احتیاجی نیست اوباما اقدامی برای منافع سیاهان این کشور انجام دهد چرا که هر اقدامی که او به نفع قشرهای محروم جامعه انجام می دهد در حقیقت قدمی است به نفع سیاهان امریکا.

رئیس دانشگاه نیواورلئان همچنین می گوید: «سیاهان از اصلاحاتی که اوباما برای آموزش به راه انداخته سود می برند. علاوه بر آن اصلاحاتی که در سیستم بهداشت کشور در جریان است نیز به سود آنها تمام خواهد شد. احتیاجی نیست که اوباما بر تابلویی بزرگ بنویسد که این اقدامات به نفع سیاهان است، همه این نکته را می دانند. سیاهان علاقمندند که این اصلاحات ادامه یابد و شرایط زندگی آنها را بهبود بخشد.» اما خود باراک اوباما رئیس جمهوری امریکا هیچگاه مسئله رنگ پوست خود را مطرح نمی کند. او حتی در دورانی که برای پست ریاست جمهوری مبارزه می کرد، مسئله نژادی را چندان اهمیت نداد.

اوباما در جواب پرسش یک خبرنگار که از او پرسید، آیا رنگ پوستش تاثیری در پست ریاست جمهوری اش دارد؟ پاسخ داد: «ما خوشحالیم که از دوران دردناک جدایی نژادی فاصله بسیار گرفته ایم و دیگر رنگ پوست مشکلی در کشورمان محسوب نمی شود. در حال حاضر امریکایی ها می خواهند بدانند که کی شرایط اقتصادی رو به بهبود می رود؟ آیا ما می توانیم موقعیت های شغلی جدیدی در اختیار شهروندان قرار دهیم؟ آیا می توانیم از کشورمان علیه هجوم بیگانه دفاع کنیم؟ در حال حاضر اینها موضوع های اصلی کشور ما هستند.»

اگرچه اوباما خود را رئیس جمهور همه مردم امریکا می داند، اما سیاست او برای افزایش حقوق اقلیت های قومی در سرزمین اش بسیاری را نگران کرده است. افراد بسیار هستند که اوباما را از سیاست های نزدیکی به خواست سیاهان برحذر می دارند. منتقدان بر این نظرند که اقلیت ها در امریکا 10 درصد مردم کشور را تشکیل می دهند و سیاست رئیس جمهوری که به همه مردم تعلق دارد، نمی تواند فقط برای خواست 10 درصد از مردم باشد.
 
جمهوری اسلامی:باج اوباما به صهیونیست ها

«باج اوباما به صهیونیست ها»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی جمهوری اسلامی است که در آن می‌خوانید؛دوره گردی هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا به منظور تامین اهداف مشترک با رژیم صهیونیستی این روزها به صحنه های حقارت باری تبدیل شده که طی آن واشنگتن از مواضع گذشته اش درخصوص ضرورت توقف شهرک سازی های صهیونیستی هم عقب نشینی کرده است . پیش از این دولت اوباما سعی داشت صهیونیستها را متقاعد کند که باید از شهرک سازی ها صرفنظر و آنرا متوقف کنند ولی دیدارها و چانه زنی های کلینتون به عقب نشینی وی و تجدیدنظر در مواضع واشنگتن منجر شده است.

وزیر خارجه آمریکا در پایان مذاکراتش با بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی توقف شهرک سازی ها بعنوان پیش نیاز مذاکرات صلح را رد کرد و پس از دیدار با ابومازن هم ادعا کرد توقف شهرک سازی ها هرگز پیش شرط از سرگیری مذاکرات نبوده است . کلینتون سعی کرد جانبداری از صهیونیستها را توجیه کند و اظهار داشت مذاکرات باید بدون هیچگونه پیش شرطی آغاز شود. نتانیاهو نیز باتلاش برای سرپوش گذاشتن بر عملکرد خود و توجیه کارشکنی های رژیم صهیونیستی گفت : این فلسطینی ها هستند که برای از سرگیری مذاکرات شروط تازه ای گذاشته اند. اسرائیل شهرکهای جدید را احداث نمی کند و فلسطینی ها هم باید یهودی بودن آنرا به رسمیت بشناسند.

این چرخش سیاسی واشنگتن و کرنش در برابر صهیونیستهااگرچه شرم آور است ولی بانگرشی به عملکرد همیشگی آمریکا تحت هیچ شرایطی تازگی ندارد و همواره رفتار سیاسی آمریکا در حمایت بی حد و مرز از صهیونیستها تجلی یافته است . این نکته از آن جهت اهمیت دارد که دولت اوباما در نخستین ماه های به قدرت رسیدن وانمود می کرد که گویا خواستار اصلاح مواضع تل آویو است و برای تحقق این امر حاضر است صهیونیستها را تحت فشار قرار دهد. هیلاری کلینتون هم بارها خواستار تجدیدنظر تل آویو در قبال شهرک سازی هاو توقف هرگونه عملیات در این زمینه بود. کار بجائی رسید که نتانیاهو پس از پایان یک جلسه هیئت دولت رژیم صهیونیستی با لحنی قلدرمآبانه تصریح کرد : اسرائیلی ها هر جا بخواهند خانه های خود را می سازند و حاضر نیستند از کسی در این مورد اجازه بگیرند. وی حتی با اشاره مستقیم به دولت اوباما خاطرنشان ساخت امیدوارم این جمله ها در آمریکا به خوبی شنیده شوند و دیگر کسی به ما دستور ندهد.

اکنون کلینتون در پایان مذاکراتش با صهیونیستها و جناح خائن ابومازن دقیقا به تکرار مواضع تل آویو پرداخته و هشدارهای قبلی خود را نادیده گرفته است . این یک سرافکندگی بزرگ سیاسی برای اوباما و دولتش محسوب می شود که قادر به اتخاذ مواضع روشن مستمر و قاطعی در قبال اسرائیل نبوده اند و در برابر تشرهای رژیم صهیونیستی واداربه عقب نشینی شده اند. اکنون باید دید دربارهای عرب و اتحادیه عرب در قبال این پدیده چگونه موضع گیری خواهند کرد آیا آنها نیز عقب نشینی کرده و این موضوع مهم و حیاتی را به حال خود رها کرده و نادیده می گیرند یا با اتخاذ یک موضع مشخص و قاطع در حمایت از منافع ملت مظلوم فلسطین به تکلیف خود عمل می نمایند.

عمروموسی دبیرکل اتحادیه عرب صریحا خواستار توقف شهرک سازی ها شده بودو آنرا شرط اصلی برای جلب اعتماد اعراب ارزیابی می کرد. علاوه بر این اتحادیه اروپا نیز درخصوص توقف شهرک سازی مواضع نسبتا روشنی اتخاذ کرده بود و قویا از طرح موضوع و ضرورت توقف شهرک سازی ها سخن به میان می آورد.

بدین ترتیب اظهارات وزیرخارجه آمریکا مبنی بر جدا ساختن موضوع شهرک سازی هااز مذاکرات صلح را باید از نشانه های ضعف دیپلماسی خاورمیانه ای آمریکا در دوران اوباما تلقی کنیم و به این جمع بندی روشن برسیم که آمریکای اوباما ما هم در موضعی نیست که بتواند گرهی از مشکلات اعراب و اسرائیل و حتی فلسطینی ها و اسرائیل بگشاید. حتی اگر دولتهای عرب در قبال این موضع جدید واشنگتن سکوت و مماشات کنند در این نکته نمی توان تردید کرد که آنها از اوباما و مجموعه جدید کاخ سفید به شدت ناامید خواهند شد و در این مورد احساس سرخوردگی می کنند که بیهوده به اوباما امید بسته بودند.

اتحادیه اروپا هم در این زمینه در برابر آزمایش بزرگی قرار گرفته است . اکنون ماهها است که اروپا مواضع نسبتا واقع بینانه ای در قبال صهیونیستها اتخاذ کرده و علیه جنایات جنگی و سیاست های ضدانسانی تل آویو واکنش های قاطع و روشنی از خود بروز داده است .

وزیر خارجه سوئد سفر خود به فلسطین اشغالی را لغو کرد و حاضر نشد گزارشات مربوط به فروش اعضای بدن اسرای فلسطینی توسط رژیم صهیونیستی را محکوم یا تکذیب کند. حقوق دانان برخی کشورهای اروپائی اظهارنامه ها و شکایاتی علیه جنایات جنگی رژیم صهیونیستی و فهرستی از جنایتکاران جنگی صهیونیست تهیه کرده اند تا در فرصت مناسبی علیه آنها اقامه دعوی کنند. هم اکنون برخی مقامات صهیونیستی از ورود به کشورهای اروپائی منع شده اند و این احتمال وجود دارد که هر لحظه در معرض تعقیب محاکمه و مجازات قرار گیرند. در چنین شرایطی اتحادیه اروپا مواضع خود را در قبال ضرورت توقف شهرک سازی ها اعلام داشته و به صهیونیستها خاطرنشان ساخته است که آواره ساختن حدود 60 هزار نفر از فلسطینی ها در بیت المقدس و تخریب خانه ها و املاک آنها را نمی پذیرد.

طبعا سئوال جدی اینست که اتحادیه اروپا از این پس در قبال این مسئله چه موضعی خواهد گرفت آیا با آمریکا همصدا شده و در مواضع خود تجدیدنظر می کند یا آنکه سعی خواهد کرد مواضع روشن منطقی و نسبتا قابل قبولی در قبال این فجایع ضدانسانی اتخاذ کند مواضع اروپا و اتحادیه عرب هرچه باشد در یک نکته تردیدی نیست و آن اینکه واشنگتن یکبار دیگر با حمایت از صهیونیستها نشان داد که جابجائی ها در کاخ سفید تاثیری در مواضع ضدانسانی آمریکا ندارد و اوباما هم به صهیونیست ها باج می دهد.

دنیای اقتصاد:بهترین تصمیم برای لایحه یارانه‌ها؛ نظر دولت، اصرار مجلس یا هیچکدام؟

«بهترین تصمیم برای لایحه یارانه‌ها؛ نظر دولت، اصرار مجلس یا هیچکدام؟؟»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی دنیای اقتصاد به قلم علی میرزاخانی است که در آن می‌خوانید؛تصمیم دولت برای استرداد لایحه «هدفمند کردن یارانه‌ها» فارغ از علتی که مقامات دولتی بر آن انگشت می‌گذارند، قابل درک است.

اصولا این یک قاعده اثبات شده است که احتمال اجرای تصمیمات بزرگی که اجماع عالمان و نخبگان حوزه مربوط به آن تصمیمات، همه ابعاد آن تصمیمات را نمی‌پوشاند، با نزدیک شدن به مرحله عمل رنگ می‌بازد و لایحه یارانه‌ها نیز قطعا از این قاعده مستثنا نیست. اجماع نخبگان نیز زمانی حاصل می‌شود که تصمیمات مربوطه روی بستری از مبانی علمی، کارشناسی دقیق و مشارکت طیف‌های فکری غالب اتخاذ شده باشد و غیبت هریک از این عناصر می‌تواند موانع بزرگی را با نزدیک شدن به مرحله عمل برای تصمیم‌سازان، قابل رویت کند که در مرحله ایده اولیه قادر به رویت آن موانع نبودند. اندازه‌گیری این عناصر برخلاف تصور موجود، ارتباطی به مدت زمان طولانی اتخاذ تصمیم، ساعت کار صرف شده روی آن، موافقت نخبگان با ایده اولیه و معیارهای ساده‌لوحانه‌ای از این دست ندارد و تکیه بر این عناصر جز آنکه همه را از پیچیدگی‌های اجرای یک تصمیم بزرگ غافل کند، نتیجه‌ای نخواهد شد. شبیه‌سازی ساده‌انگارانه این «تصمیم متفاوت» با «سهمیه‌بندی بنزین» نیز که در بستری از همراهی وسیع نخبگان و اقناع عمومی انجام شد، مشکلی را حل نمی‌کند و تجربیات فراوان، گواه درستی این گزاره جامعه‌شناختی معروف است که: «اهمیت همراهی نخبگان در موقعی که با تصمیمی موافق هستند، مشخص نمی‌شود، بلکه زمانی مشخص می‌شود که با تصمیمی موافق نباشند یا اینکه در بدترین حالت با آن مخالفت جدی داشته باشند». بنابراین، حتی اگر تلاش کنیم فاکتور «همراهی نخبگان» را از اجرای موفق «سهمیه‌بندی بنزین» خط بزنیم تا «قدرت مجریان» را بزرگنمایی کنیم، واقعیت ماجرا تغییری نمی‌کند.

پاسخ به این پرسش‌ها که آیا لایحه هدفمندکردن یارانه‌ها روی پایه‌های مبانی علمی دقیق بنا شده است یا اینکه آیا اکنون موقع مناسبی برای اجرای این تصمیم با توجه به فاکتورهای جغرافیای زمانی موجود هست یا نه، نیازمند مرور سریعی روی موضوعات زیر است.

سال 84 که براساس برنامه چهارم قرار بود یارانه حامل‌های انرژی طی پنج سال هدفمند شود، وضعیت اقتصادی کشور بسیار متفاوت از امروز بود؛ چرا که ارز به تازگی تک‌نرخی شده و دارای قیمت واقعی بود، چشم‌انداز درآمدهای نفتی و حساب ذخیره ارزی در بهترین حالت بود، صادرات غیرنفتی رو به جهش بود، اکثر بازارها به ویژه بازار بسیار مهم پول در حالت تعادل بود و غیره. اما امروز همه این گزاره‌ها در وضعیتی کاملا متضاد است.

به عبارت دیگر، از یک سو، ارز به دلیل وضعیت تورمی شدید سال‌های اخیر و تثبیت نرخ اسمی آن از وضعیت تعادلی فاصله زیادی گرفته است و از سوی دیگر، چشم‌انداز درآمدهای نفتی در حالتی است که شاید تنها پاسخگوی بودجه‌های سالانه باشد و صادرات غیرنفتی نیز در وضعیت نزولی است و بالاخره از همه مهم‌تر اینکه بازار پول وضعیت نامتعادل بی‌سابقه‌ای را تجربه می‌کند که عدم دسترسی فعالان اقتصادی به نقدینگی و افزایش شدید مطالبات معوق بانکی، تنها گوشه‌ای از این وضعیت را منعکس می‌کند. به عبارت دقیق‌تر، فضای کسب‌وکار کشور که حتی در وضعیت نسبتا مساعد سال‌های بین 80 تا 84 تعریفی نداشت، هم‌اکنون به دلیل نرخ ارز غیرواقعی و عدم تعادل در بازار پول، فشار مضاعفی را بر فعالان اقتصادی تحمیل می‌‌کند که حذف مزیت کاذب انرژی در شرایط فعلی، وضعیت تولید داخلی را به شدت بغرنج خواهد کرد. به همین دلیل، این یک سوال بسیار مهم است که در شرایط فعلی، آیا اصلاحات در بازارهای ارز و پول اولویت بالاتری دارد که نبود عزم برای آن به قدرت رقابت‌پذیری تولید داخلی لطمه شدیدی زده است یا اصلاحات در بازار حامل‌های انرژی؟ پاسخ عامیانه به این پرسش می‌تواند تولیدکنندگان داخلی را برای همیشه به نفع واردکنندگان از صحنه اقتصاد ایران حذف کند.ملاحظات غیراقتصادی اصلاحاتی از این نوع، مساله مهم دیگری است که در جغرافیای زمانی اجرا باید در نظر گرفته شود. حداکثر بودن سرمایه اجتماعی که در ساده‌ترین تعریف «میزان اعتماد عمومی به تصمیمات دولتمردان» را اندازه‌ می‌گیرد، یکی از شروط بسیار مهم است.

مساله دیگر آن است که مبانی علمی اعلام شده برای اصلاحات یارانه‌ای با مبانی اعلام شده دولت در سایر حوزه‌های اقتصادی به شدت دارای تناقض است.شاید برای کسانی که در حوزه اجرا مشغول فعالیت هستند، درک پیامدهای این تناقض به سادگی میسر نباشد، اما این همان فاکتور مهمی است که علاوه بر اینکه همراهی نخبگان را دچار خدشه می‌سازد، ماشین اقتصاد را نیز پس از استارت، دچار سرگیجه عجیبی می‌کند که امکان حرکت در یک مسیر مشخص کاملا منتفی می‌شود.

به نظر می‌رسد دولت باید دو موضوع کاملا متفاوت «اصلاحات اقتصادی» و «کمک به محرومان» را در دو بسته کاملا متفاوت اجرا کند و آنها را به هم گره نزند، چراکه گره زدن این دو به یکدیگر نه تنها مشکلی از محرومان را حل نمی‌کند، بلکه چه‌بسا تعداد آنان را نیز زیادتر و از سوی دیگر، اصلاحات را نیز با بن‌بست مواجه کند.

در مساله کمک به محرومان نیز باید گروه «مشمولان واجب‌الحمایه» اعم از معلولان، سالمندان، ایتام، بی‌سرپرستان، از کارافتادگان و غیره را از گروه افراد «دارای توان کار» جدا کرد. وظیفه دولت، حمایت از گروه اول و تامین زندگی آبرومندانه برای آنان است، اما برای گروه دوم که ظاهرا اکثریت گروه هدف دولت را تشکیل می‌دهد، توزیع پول، نامناسب‌ترین راهکار ممکن به شمار می‌رود که نه مبنای کارشناسی و علمی دارد و نه مبنای شرعی؛ چرا که موارد مصرف بیت‌المال کاملا مشخص است و نمی‌توان به گروهی خاص جز مشمولان، امتیازی ویژه از آن برداشت کرد. تنها راهکار قابل‌قبول برای حمایت از گروه دوم، ایجاد رونق اقتصادی است که به دنبال خود افزایش فرصت‌های شغلی برای بیکاران و نیز بهبود دستمزدهای همه شاغلان را به همراه خواهد آورد، ضمن اینکه درآمدهای مالیاتی دولت را برای بهبود دستمزدها در بخش دولتی نیز ارتقا خواهد داد.

در خصوص اصلاحات اقتصادی نیز چنانچه دوست نداریم مسیری از یافته‌های علمی پیدا کنیم، تجربه ترکیه می‌تواند بسیار راهگشا باشد. این کشور که تا همین اواخر شاهد وضعیت کاملا مشابهی با ایران در بازارهای ارز، پول و کالاهای یارانه‌ای خود بود، با اصلاحاتی مبتنی بر اصول علمی توانست اقتصادی با استانداردهای بسیار بالا را پی‌ریزی کند که هم‌اکنون نیز دارای شکوفایی مثال‌زدنی است.

با همه این تفاصیل، به نظر می‌رسد شروط جدید دولت برای اجرای این لایحه، عللی بسیار فراتر از گره خوردن آن به بودجه سالانه داشته باشد. اما در هر صورت با توجه به شاکله غیراجرایی فعلی که نه با ایجاد صندوق ویژه قابل حل است و نه با اصلاحات جزیی دیگر، شاید بهترین راه‌حل همان راهکار استرداد لایحه آن هم نه به بهانه کارشکنی مجلس، بلکه با هدف کارشناسی دقیق‌تر موضوع باشد. در این فاصله نیز برای معطل نماندن اصلاحات، اعمال تبعیض‌های قیمتی در حوزه انرژی به نفع اقشار کم‌مصرف که هم اکنون حتی برای بنزین و گازوئیل نیز امکان‌پذیر است، راهکاری قابل قبول به شمار می‌آید که هم با مبانی دولت سازگاری دارد و هم هدف اصلاح الگوی مصرف را تحقق می‌بخشد، ضمن اینکه ناسازگاری بسیار کمتری با مبانی عدالت نیز دارد.

حیات نو:غفلت از مطالبات جمعی

«غفلت از مطالبات جمعی»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی حیات نو به قلم ناصرالدین قاضى‌زاده است که در آن می‌خوانید؛سناریوى تسویه و حذف اصلاح‌طلبان از عرصه رقابت سیاسى و معادلات قدرت با دو شیوه به دست گرفتن افکار عمومى توسط شیوه‌هاى اطلاع‌رسانى غلط و تهدید چندجانبه رهبران اصلاح‌طلب کماکان دنبال مى‌شود. در حالى که از نظر کارشناسان اطلاع‌رسانى موضع‌گیرى آشکار صدا و سیما در معادلات جناحى هویت ملى آن را مخدوش و کارکرد آن را زیر سوال برده است.

این رسانه براى جهت دادن به مخاطبان خود علیه اصلاح‌طلبان در واپسین برنامه 30/20 در 14/8/88 مصاحبه‌اى با دکتر مرندی، نماینده محترم مردم تهران پخش کرد که محل واکاوى و نقادى بیشتر است. دکتر مرندى در این مصاحبه اعلام کرد، روز 13 آبان، هنگامى که قصد داشت به سمت محل مراسم برود، از سوى طرفداران جنبش سبز مورد حمله واقع شد و شیشه اتومبیل او را شکسته و تعدادى از مردم تهران به ایشان اهانت کرده‌اند.

دکتر مرندى با انتساب دادن این رفتار ضداخلاقى و عقلانى به طرفداران اصلاحات خواستار آن شد که رهبران جنبش سبز و اصلاح‌طلب از این رفتارها تبرى بجویند!

هرچند هجوم و اهانت به آقاى مرندى و هر شهروند دیگر اقدامى مذموم و افراطى‌گرى محکوم به شکست است، اما واکاوى و کالبدشکافى رسانه‌اى سخنان دکتر مرندى از این جهت اهمیت مى‌یابد که بعضا شیوه‌هاى ظریف‌تر و جدیدترى بر مدیریت صدا و سیما حاکم شده، به طورى که صدا و سیما پس از آنکه در اعتمادسازى افکار عمومى با ناکامى روبه‌رو شد، قصد دارد با انگاره سازى‌هاى مدرن‌تری، آب از دست رفته را جمع کند و به شکل حرفه‌اى‌ترى سیاست جناحى و اطلاع‌رسانى ناصواب خود را ترمیم کند و ودر قد و قامت رسانه ملى ظاهر شود.

اما از منظر محتوایی، اشکال عمده‌اى که بر سخنان دکتر مرندى وارد مى‌شود آن است که ایشان از کجا علم قطعى حاصل کرده‌اند که خشونت‌طلبان مهاجم هم سنخ اصلاحات و جنبش سبز بودند؟ دکتر مرندى به استناد سخنان خودشان نتوانستند در مراسم 13 آبان حضور داشته باشند اما نگارنده این سطور که از ساعت 10 تا 15 شاهد و ناظر متن و حاشیه مراسم بودم، شهادت مى‌دهم که در مراسم 13 آبان امسال انواع و اقسام طیف‌هاى خلق‌الساعه و سازماندهى شده مانند جنبش سبز علوى و... در مراسم طراحى شده بود، حال چه استبعادى وجود دارد که این افراد توسط نیروهاى لباس شخصى سازماندهى نشده‌اند؟
آقاى دکتر انصاف دهید! هنگامى که سناریوسازان مخالف عقلانیت انتقادى به منظور تخریب اصلاح‌طلبان از هرگونه پوشش رسانه‌اى علیه اتهامات اثبات نشده دریغ نمى‌کنند و قصد داشتند برخلاف قانون و نظر رهبرى اصلاح‌طلبان را ملکوک سازند، چگونه نمى‌توانند با استخدام نیروهاى هدایت شده علیه شما و منافع عمومى عمل کنند؟ آقاى دکتر آیا تخریب برخى اموال عمومى توسط نیروهاى لباس شخصى و هجوم وحشیانه به کوى دانشگاه و... که رسیدگى به آن همواره از سوى دستگاه‌هاى مربوطه، پشت گوش انداخته مى‌شود را از یاد برده‌اید یا آنکه مشغله زیاد شما را دچار نسیان و تغافل سیاسى کرده است.

نگارنده به اتهام آنکه اصلاح‌طلب هستم، به ضرس قاطع نمى‌توانم بگویم که افراد مهاجم به شما از افراد سرخورده‌اند که نمى‌توانند اعتراض خود را به شکل مدنى بروز دهند، یا آنکه بخشى از سناریوسازى علیه اصلاح‌طلبان، ولى بر این قاعده جامعه‌شناسانه اعتقاد واثق دارم که سیاست و اتخاذ روش‌هاى تهدید و سانسور و... برآیندى جز اعتراضات رادیکال و غیرمدنى ندارد و صدالبته این خواسته سناریوسازان برخى جریانات است.

آقاى دکتر! انصاف دهید کدام یک از بیانیه‌هاى میرحسین، خاتمى و کروبى بر طبل جنگ و خشونت‌ورزى مى‌کوبد و بر تندروى دلالت دارد که آنقدر شتاب‌زده داورى کرده‌اید. رهبران اصلاحات نیک مى‌دانند که وارد شدن به میدان افراطى‌گرى خواسته سناریوسازان در رسانه‌هاى خشونت‌طلب است. آیا بیانیه‌هاى 14 گانه میرحسین با مقالات و یادداشت‌هاى تعدادى از رسانه‌هاى نفرت پراکن قابل مقایسه است که میرحسین را به افراطى‌گرى متهم مى‌کنید؟

جان کلام و پیام شما در مصاحبه با برنامه 30/20 آن بود که میرحسین، خاتمى و کروبى از این افراد- بخشى از تهرانیانى که شما نماینده آنان هستید- تبرى جویند! و مرزبندى خود را از آنان مشخص سازند. واقعا جاى تعجب است! مگر میرحسین یا خاتمى چه سمتى دارند که در مقابل برخى کنش‌هاى هیجانى مردم پاسخگو باشند؟ مگر شرایط کنونى محصول مدیریت نابخردانه برخى خشونت‌طلبان نیست. اگر پاسخ شما منفى است، پس چه کسانى از قبل و پس از انتخابات پروژه تسویه‌حساب با اصلاحات را مدیریت مى‌کنند؟ فضاى شهرها را فضاى غیرعادى مى‌کنند و در نمایشگاه مطبوعات مثل آوردگاه صف مى‌کشند و...

آقاى دکتر انصاف داشته باشید کدام یک از مسئولان مستقیم و آقایانى که شما بهتر مى‌شناسید، از هجوم لباس شخصى‌هایى که على‌الظاهر مورد تائید رسمى هیچ مرجع قانونى و حکومتى نیست را محکوم کرده و یا از اقدام مجرمانه آنان تبرى جسته‌اند. به راستى کسى باید از مردم عذرخواهى کند و نسبت به عملکرد برخى «نیروهاى خودسر» تبرى بجوید که شرایط عقلانیت انتقادى و مشارکت حداکثرى را به بى‌اعتمادى سوق مى‌دهد وگرنه اصلاح‌طلبان همواره با شیوه‌هاى قانونى «حلقه وصلى بر گسست مسئولان و مردم» بوده‌اند و از هرگونه خشونت‌طلبى از سال 76 تاکنون مبرا بوده‌اند و فاصله خود را با آن حفظ کرده‌اند.

آقاى دکتر به وجدان و فطرت الهى‌تان شما را قسم مى‌دهم! آیا میرحسین موسوى که از غلیان احساسات به شدت پرهیز مى‌کند و آن را ترفند و دام گسترده برخى افراطیان مى‌داند، باید عذرخواهى کند یا کسانى که به طور آشکار و پنهان خشونت‌طلبان را در قالب نیروهاى سیاسى شخصى و... سازماندهی، برنامه‌ریزى و پشتیبانى مى‌کنند، باید از کرده خود نادم شوند و تبرى جویند. آقاى دکتر اگر واقعا جنابعالى در مقام استدلالى با موکلان خود ارتباط برقرار مى‌کردید یا دولت به مطالبات مردم رسیدگى مى‌کرد کار به آنجا نمى‌رسید که از آنان تبرى بجویند و یا دیگران را به این کار دعوت کنید؟

مردم سالاری:روان پریشی اجتماعی و حذف گفتمان های مستقل

«روان پریشی اجتماعی و حذف گفتمان های مستقل»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی مردم سالاری به قلم میرزابابا مطهری نژاد است که در آن می‌خوانید؛صحبت از چیستی یک مسئله اجتماعی است که منجر به جراحت روانی جامعه شده است و بر اساس تحقیقات به عمل آمده در یک موسسه علمی، میزان مراجعات مردم به روانپزشک را تا 60 درصد در سال 1387 افزایش داده است. نفس این موضوع صرف نظر از اینکه درست است یا نادرست، درصد اعلام شده کم است یا زیاد، باید همانند یک زلزله بالای 7 ریشتر، مدیران جامعه و دست اندرکاران یک دولت را تکان بدهد و به اظهارنظر و به یافتن راه حل و سمینارها و سمپوزیوم ها و گردهمایی ها بکشاند.

اگوست کنت، جامعه شناس و نظریه پرداز شهیر اجتماعی همانند بسیاری از جامعه شناسان دیگر معتقد است که واقعیت اجتماعی دو سویه دارد، یک سویه آن، سویه خاکستری واقعیت است که سرد و سنگی است و به سختی می توان در آن ایفای نقش کرد، اما سوی دوم آن گرم و رنگارنگ، تودرتو و مواج است و به راحتی نقش می پذیرد و پدیده ها و رویدادهای روز بر آن تاثیر می گذارد که اگوست کنت چهره اول واقعیت اجتماعی را  "استاتیک" و چهره دوم را " دینامیک" اجتماعی می نامد. این دو چهره در جامعه ما بعد از جنگ تحمیلی، تبدیل به دو گفتمان شده است. گفتمان دوم، در دولت اصلاحات به گفتمان غالب تبدیل شد و امیدواری های فراوانی را در طبقه تحصیل کرده و روشنفکرو بویژه در نسل جوان به وجود آورد ، به طوری که  احساس کرد در جامعه دیده می شود و دیده خواهد شد، اما ورود نهادهای نظامی به سیاست  و ناتوانایی مالی و تدارکاتی احزاب دیگر در رقابت با این پدیده،  و تغییرات ساختاری، لایه های ساده اجتماعی را درنوردید و به سرعت در کمتر از چند سال به لایه های پیچیده جامعه یعنی لایه حالات ذهنی و اعمال روانی جمعی شوک وارد کرد و نوعی روان پریشی جمعی را به جامعه تحمیل کرد و آنچه که امروز با نام افزایش چشمگیر رجوع  به روانپزشک می نامیم، تنها جلوه ای از این تاثیر ناصواب است که متاسفانه مورد توجه قرار نمی گیرد و باید منتظر جلوه های ناصواب بزرگتر از آن بود.اگر به صورت عالمانه، رویدادها و نابهنجاری های اجتماعی مثل بالا رفتن آمار تصادفات، سرقت ها، قتل ها ی عمد و فرار از خانه، مهاجرت و... مورد بررسی قرار گیرند، تاثیر نوعی خاص از ساختار اجتماعی بر این ناهنجاری ها را به اثبات خواهند رساند.

غالب پژوهشگران اجتماعی، زیست مایه خود را از گفتمان بر می گیرند و کشف ساختارهای پنهان از خلال ساختارهای پیدا، کنار زدن لایه های سطحی برای رسیدن به لایه های عمقی و برکندن پوسته از هسته در دستور کارشان قرار می گیرد. در توضیح نگرش فوق لازم است اشاره کنم اندیشمندان و نظریه پردازان اجتماعی همواره تاکید دارند در بررسی رویدادهای اجتماعی با فرا روی از لایه های زیرین به سوی لایه های زبرین فرو روند. ژرژگورویچ از جمله اساتیدی است که پیوسته جامعه شناسان را دعوت می نمود که از لایه های زیرین مرفولوژیک درگذرند و به لایه ارزشها و اعمال روانی روی آورند. او  به جامعه شناسان توصیه می کرد برای رفتن از لایه های ساده به لایه های پیچیده اجتماعی مسیر زیر را  دنبال کنند.

1.لایه مرفولوژیک و اکولوژیک
2.سازمانهای اجتماعی
3.الگوهای اجتماعی
4.رفتارهای منظم ولی بیرون از سازمان ها
5.نقش های اجتماعی
6.گرایش های جمعی
7.رمزهای اجتماعی
8.رفتارهای جمعی و نوآور
9.تصورات و ارزشهای جمعی
10.حالات ذهنی و اعمال روانی جمعی
(گورویچ 1349، ص 110)
راهبرد حذف و از میان برداشتن یک تفکر، دیده نشدن قشرهای عظیمی از جامعه، به رسمیت نشناختن نیروهای اجتماعی وسیع، بی اهمیت و ناچیز شمردن جریانهای اجتماعی و... همه و همه به حالات ذهنی و اعمال روانی در جامعه منتج شده اند، که جلوه هایی از این اعمال روانی در مراجعه به روانپزشک قابل مشاهده است و جلوه های پنهان دیگری هم دارد که حتما باید منتظر آنها بود. همه این موارد، تصورات و ارزش های جمعی و حالات ذهنی و اعمال روانی جمعی را موجب و به لایه هایی در عمق جامعه می پیوندد و...

جامعه شناسان و نظریه پردازان ما آنقدر از واقعیت های اجتماعی و تحلیل آنها طفره رفتند که امروز ماهیتشان به راحتی زیر سوال می رود. سخن از این نیست که باید نظریه های جامعه شناسی بومی تولید شود یا نشود که قطعا باید تولید شود، سخن از این است که این نظریه ها در تحلیل واقعیت های اجتماعی،توانمندی خود را نشان نمی دهند و به راحتی مورد سوال واقع می شوند.

خلاصه کلام این که نگارنده یکی از عوامل تاثیر گذار در افزایش روان پریشی های گسترده اجتماعی را سرکوب گفتمان های طبیعی و مستقل و غیروابسته جامعه می داند که از لایه های ساده به لایه های پیچیده اجتماعی راه یافته اند.

جوان:سبزها با اوباما؟

«سبزها با اوباما؟»عنوان یادداشت روز روزنامه‌ی جوان به قلم جعفر تکبیری است که در آن می‌خوانید؛سیاست‌های باراک اوباما در حمایت از جریان‌های برانداز داخلی، باعث شده است که جریان آشوب‌طلب حساب زیادی بر روی حمایت‌های رئیس جمهوری آمریکا باز کند.

جریان فتنه در حالی روز 13 آبان را پشت سر گذاشت که ستاد هماهنگی این جریان، از مدت‌ها قبل سردادن شعار «اوباما یا با اونا یا با ما!»‌را در دستور کار خود قرار داده بودند تا شاید با فریاد زدن نام رئیس جمهور کشوری که در طول30 سال گذشته، دشمنی خود با مردم و دولتمردان جمهوری اسلامی ایران را بارها به اثبات رسانده،‌ دست یاری به سمت سردمداران کاخ سفید دراز کنند. این در حالی است که رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیر خود با دانش‌آموزان و دانشجویان با نکوهش سیاست‌های دوگانه رئیس جمهور دولت آمریکا فرمودند: «هر گاه آمریکایی‌ها لبخند ظاهری زده‌اند، پس از دقت و بررسی مشخص شده،‌خنجری نیز در پشت خود مخفی کرده‌اند.» اما جریان فتنه سبز که مدت‌هاست با رفتارهای گوناگون، جدایی خود از نظام و انقلاب را به اثبات رسانده‌اند، بدون توجه به توصیه‌های بزرگان نظام سعی در ربودن گوی سبقت سرسپردگی در مقابل آمریکا، از دیگر جریان‌های التقاطی و معاند نظام دارند.

در طرف مقابل نیز، باراک اوباما با اتخاذ سیاستی دوگانه در قبال جمهوری اسلامی در حالی با چکش تغییر به میخ ایجاد روابط با ایران می‌کوبد که در برهه‌های مختلف از جمله بیانیه اخیر خود که به مناسبت سالروز تسخیر لانه جاسوسی این کشور در تهران صادر شد، آشکارا به حمایت از جریان فتنه پرداخته و حتی دستگاه‌های مختلف سیاسی و جاسوسی این دولت، آموزش اغتشاشگران وقایع اخیر را به عهده گرفته بودند. همچنین رسانه‌های تحت پوشش این دولت نیز پیش از انتخابات ریاست جمهوری تا به امروز کار تحریک و اطلاع‌رسانی برای اغتشاشگران را به عهده گرفته تا در همه جهات دولت آمریکا برای جریان سبز سنگ تمام بگذارد.

بنابراین طبیعی است که سرسپردگان سبز با تمام وجود در کف خیابان‌های تهران، کانون و مرکز ثقل مبارزه با استکبار جهانی به ویژه آمریکا، بی‌محابا نام باراک اوباما را فریاد بزنند و از وی خواهش کنند که با آنها باقی بماند. البته فتنه‌گران خارجی نشین از جمله محسن مخملباف نماینده رسمی میرحسین موسوی در خارج کشور هم در این مدت بیکار ننشستند و درست در روز تسخیرلانه جاسوسی آمریکا با نمادهای سبز در مقابل سفارت آمریکا در چندین کشور اروپایی تجمع کردند و با اهدای لوح عذرخواهی به نمایندگان این دولت، رسماً مراتب وابستگی و سرسپردگی این جریان به آمریکا را به اثبات رساندند. حال سؤال اینجاست که چرا آقای موسوی این تحرکات را «حرکت خودجوش مردمی» قلمداد می‌کند و زمین و زمان را متهم به وارونه نشان دادن حقایق می‌کند؟

آیا اوباما را فریاد زدن، لوح عذرخواهی به سفارت‌های آمریکا بردن و دریافت کمک‌های میلیونی توسط اعضای جریان فتنه، دلیل کافی برای هدایت شده بودن این تحرکات از سوی سردمداران آمریکا نیست؟

حمایت:وقتی داشتن پارتی از نان شب واجب ترمی شود! ‏

«وقتی داشتن پارتی از نان شب واجب ترمی شود!»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی حمایت به قلم سید محمد مهدی موسوی است که در آن می‌خوانید؛چندی پیش خبری در رسانه ها منتشر شد مبنی بر این که براساس یک پژوهش میدانی، 75 درصد جامعه آماری مورد نظراعتقاد داشتند بدون داشتن رابطه، پول یا پارتی نمی توانند کاری انجام دهند و این یعنی این که به طور متوسط از هر چهار ایرانی سه نفر معتقدند که کارها در کشورما با پارتی بازی انجام می‌شود.
حتی اگر قایل به این باشیم که نتیجه پژوهش اخیر و از این دست پژوهش ها مطابق با واقعیت جامعه ما نبوده و به نوعی نشات گرفته از رویکرد منفی نگرانه در تحلیل مسایل اجتماعی باشد، بازهم نمی توانیم منکر شیوع نگران کننده چنین معضلی در سطح جامعه از یک سو و اعتقاد به وجود آن در بین قشر عظیمی از مردم از سوی دیگر باشیم.
این روزها هر وقت در جمع های دوستانه، صحبت از مسائل و مشکلات جامعه می شود، بحث مربوط به پارتی بازی نیز کم وبیش به میان می آید و همه ما هرچند از ناپسند بودن آن سخن به میان می آوریم ،اما خود به این نکته اذعان داریم که گویا بدون وجود بند پ(پارتی)، در بسیاری از موارد اگر مشکلی برایمان پیش بیاید راه به جایی نمی بریم!
بی شک یکی از مصادیق بی عدالتی در جامعه ما، بی عدالتی در جذب نیروی کار است. امری که درد ناشی از آن سال هاست که پیکر اجتماع ما را رنجورو افسرده ساخته است و علی رغم اینکه این درد به طرق مختلف در بدنه اجتماع انعکاس یافته و می یابد و جالب این که راه حل آن نیز ارائه می شود، باز هم آن طور که باید و شاید مسئولان مربوطه به این مسئله توجه جدی نمی کنند!
گویا متولیان جامعه ما عموما وقتی به مشکلات و معضلات حساسیت نشان می دهند که آنها تبدیل به بحران شده و اثرات تخریبی شان به حداکثر خود رسیده باشد یعنی به میزانی که دیگر پیکر اجتماع نتواند آن را تحمل کند.
به هرحال هرچند رفع معضل بیکاری خارج از حدود و توانایی های دولت است، ولی رفع مشکل بی عدالتی در جذب نیروی کار، امری است که دولت به راحتی توان رفع آن را دارد.
شاید خود شما بارها از افراد جویای کار شنیده باشید که اذعان داشته اند در مملکت ما برای یافتن کار، بیشتر از توانایی های شغلی و تحصیلی و مهارت ها و لیاقت های شخصی باید پارتی داشت. به بیان ساده تر و گویاتر، درس و مدرک و مهارت های شغلی فقط شرایط لازم هستند نه شرط کافی، شرط کافی داشتن قوم و خویش و پارتی در محیط کار مورد نظر است.
واقعا جای بسی تاسف است وقتی می بینیم تعداد بسیار زیادی از جوانان، با تلاش های شبانه روزی در دوره دبیرستان وارد بهترین محیط های علمی کشور می شوند، ولی پس از پایان فارغ التحصیلی هنگامی که وارد بازار کار می شوند مشاهده می کنند بزرگترین شرط برای داشتن شغل مناسب تحصیل در بهترین دانشگاه های مملکت نیست، بلکه پارتی قوی داشتن است چه آن که ناظرند که شخص دیگری با شرایط علمی بسیار پایین تر فقط به خاطر داشتن آشنا در یکی از بهترین وزراتخانه ها یا نهادها و سازمان های دولتی جذب شده و سر آنها در این میان بدون کلاه مانده است.
نکته دیگر در این میان ،این است که در سیستم اداری و صنعتی وابسته به دولت، بارها شاهد بوده ایم که پدری قصد بازنشسته شدن داشته و فرزند خود را جایگزین خود در آن قسمت نموده است و یا در حین اشتغال یک یا چند فرزند خود را وارد محیط کاری خود نموده است و همچنین دیده ایم که در پاره ای موارد،فرد شاغل علاوه بر همسر و فرزندانش ، بعضی از اقوام و دوستان خود را وارد محیط کاری خود حال چه کارخانه باشد و یا اداره کرده است.
آن چه مهم است این که چنین روش غیرعقلانی و کاملا ناعادلانه در جذب نیروی انسانی پیامدهای منفی خاص خود را در سطح اجتماع باقی می گذارد.‏
‏ باید دانست پارتی بازی به ویژه در بحث مربوط به استخدام جدای از این که باعث از میان رفتن حس اعتماد عمومی جامعه به نظام اداری حاکم می شود، فضایی را فراهم می کند که افزایش فساد اداری، ایجاد رقابت منفی در بین کارکنان، اختلال در خدمت رسانی، ایجاد جو بی خیالی و بدبینی و ... از جمله ویژگی های آن است و شکل گیری و گسترش این فضای ناعادلانه، برای یک جامعه پویا و رو به پیشرفت ،به سان سم مهلکی است .
پیامد مهم دیگر،ایجاد یاس و ناامیدی در توده جوانان مستعد و جویای کار است، بدین علت که وقتی آنها مشاهده می کنند شرایط مورد نیاز جذب در ادارات دولتی را دارند ولی بستر و زمینه ها به صورتی است که امکان آن برای آنها میسر نیست، ناخودآگاه در آنها این حس به وجود می آید که آنچه در جامعه ما حرف اول را می زند پارتی است نه تخصص و علم و اطلاعات، مدرک، اخلاق و سایر مشخصات مورد نظر برای احراز آن رشته شغلی و طبعا این روحیه به افراد خانواده آنان نیز تسری می کند و در کل این دیدگاه این نظر را موجب می شود که عدالت در جامعه کم رنگ است.
از سویی ،هنگامی که یک فرد نخبه با تحصیلات مناسب می بیند در جامعه یا کار به اندازه کافی نیست و یا اگر هم هست توزیع آن عادلانه نمی باشد و به قول معروف، مال از ما بهتران است و از سویی امکان یافتن فرصت های شغلی در خارج از کشور خیلی بیشتر از داخل می باشد طبعا به خارج از کشور مهاجرت می کند.‏
نکته حایز اهمیت در این خصوص آن که با توجه به سلامت اخلاقی بسیاری از مدیران درجه یک کشور در بدنه اجرایی خصوصا در دولت کنونی که انصافا سلامت آن ها مورد قبول دوست و دشمن است،مدیران باید برای مقابله با افرادی که به هر علت و وسیله حقوق دیگران را پایمال می کنند ،عزم خود را استوار کرده و مجاری قانونی را برای مجازات متخلفان، دنبال کنند وبه طور جدی به مقابله با معضل شوم پارتی بازی در کشور بپردازند.
البته از آن جا که متاسفانه به خاطر گرفتاریهای مختلف ، پاره ای از اوقات هر کسی فقط به فکر خود و حل مشکلات خود است و از این حیث ایثار و تعاون و همدلی کم کم به دست فراموشی سپرده می شود، لذا برای جلوگیری از گسترش این آفات خطرناک باید قبل از هر چیز به اخلاق و مدیریت اخلاق محور بازگشت.‏

گسترش:فرصت‌ها، مرز نمی‌شناسند

«فرصت‌ها، مرز نمی‌شناسند»عنوان سرمقاله‌ی روزنامه‌ی گسترش است که در آن می‌خوانید؛آمریکای لاتین با تولید ناخالص داخلی حدود ?/? تریلیون دلار و حجم صادرات و واردات 423 و 368 میلیارد دلاری بازار بزرگی است که به هیچ روی قابل چشم‌پوشی نیست. کشورهایی که با نام آمریکای لاتین از آنها یاد می‌شود با برخورداری از منابع عظیم نفت و گاز و ظرفیت‌های بالای معدنی، صنعتی و کشاورزی، فرصت‌های تجاری و سرمایه‌گذاری خوبی را می‌توانند برای متعاملان خود فراهم آورند. در این زمینه ایران علاوه بر داشتن توان تخصصی بالا در حوزه خدمات فنی و مهندسی و نیز تامین نفت خام کشورهای تابع هدف، از بعد گرایش‌های سیاسی می‌تواند شریک قابل اعتمادی برای حوزه آمریکای لاتین باشد.

احداث سایت‌های مختلف خودروسازی، تولید تراکتور، اکتشافات معدنی و ... از طرف ایران در حوزه آمریکای لاتین نشان از توان بالای کشور در نفوذ به منطقه‌ای دارد که روزی از آن به حیاط خلوت آمریکا تعبیر می‌شد. محرابیان به عنوان وزیر صنایع و معادن ایران تاکنون بارها به کشورهای آمریکای لاتین سفر کرده و در کنار تقویت همبستگی سیاسی آنان با ایران که هنگام جنگ 22روزه منجر به اخراج سفیر اسرائیل از ونزوئلا شد، توانسته است فرصت‌های اقتصادی خوبی برای کشور بیافریند؛ در این رابطه ذکر چند نکته خالی از فایده نیست: محرابیان در عموم سفرهای خود به خارج از کشور توانسته است قابلیت‌های صنعتی کشور را معرفی نماید و درعین حال زمینه را برای صادرات خدمات فنی و مهندسی جوانان کشور فراهم کند.

این رویکرد باید به عنوان تجربه‌ای پایه‌ای در دستور کار سایر دولتمردان قرار گیرد تا در فضای سیاسی جهان، دستاوردهای اقتصادی را فراموش نکنند. 2) برخی به گمان خود سرمایه‌گذاری ایران در حوزه آمریکای لاتین را براساس «هزینه - فایده» فاقد دستاورد می‌دانند، درحالی‌که رویکرد کلی در عالم سرمایه‌گذاری مبنی بر خلق فرصت‌های جدید خلاف این رویکرد را نشان می‌دهد. کشورهای پیشرفته صنعتی نیز اکنون در هر نقطه‌ای از دنیا که امکان سرمایه‌گذاری سودآور هست، حضور دارند. 3) اقتصاد بین‌الملل و حتی داخلی تابع تحولات سیاسی است. اگر بخواهیم اقتصاد باثباتی داشته باشیم باید اقتصاد و سیاست بخش موثری از جهان را به اقتصاد خود گره بزنیم، تا به عنوان متغیری مستقل مورد تهاجم اقتصادی قرار نگیرد.

آمریکای لاتین و هر گوشه‌ای از دنیا که فرصت‌های سرمایه‌گذاری را برای ایران فراهم کنند باید تردید را برای حضور کنار گذاشت زیرا فرصت‌ها مرز نمی‌شناسند. بازار بزرگ آمریکای لاتین می‌تواند به تولید و تجارت ایران رونق بخشد.



با استفاده از این برنامه می توانید از امکانات مروگر Internet Explorer در نسخه 7 استفاده بیشتری بکنید. همچنین این نرم افزار با افزایش مروگر اینترنت امنیت سیستم شما را افزایش می دهد. با استفاده از این برنامه می توانید تب ها را با دوبار کلیک باز کرده و ببندید. می توانید پروکسی را با یک کلید میانبر سریع ...
حجم فایل : 2.05 MB
تعداد دریافت : 2291
این هم نسخه 3 از برنامه دات نت فریم ورک که برای نصب و اجرای برنامه هایی که با این تکنولوژی طراحی شده اند به آن نیاز دارید. مثلا برنامه بعدی که در بخش دانلود قرار می گیرد برای اجرا نیاز به این برنامه دارد. این برنامه را می توانید در ویندوز Windows Server 2003 SP1و Windows XP SP2‌ نصب کنید. ویندوز وی ...
حجم فایل : 50.33 MB
تعداد دریافت : 1977Window Washer 6.5.1.1099
با این برنامه می توانید کلیه ردهای خود را در کار با ویندوز و به خصوص اینترنت از بین ببرید. این برنامه این اطلاعات را به نحوی پاک می کند که قابل بازیابی نیستند. چون به صورت پیشفرض چند بار در محل اطلاعات پاک شده باز نویسی می کند. بعد از نصب برنامه برای پاک کردن یک فایل یا فولدر بر روی آن راست کرده و گ ...
حجم فایل : 3.38 MB
تعداد دریافت : 2527
با استفاده از این نرم افزار می توانید کارهای زیادی انجام دهید. می توانید برنامه های Startup را مدیریت کنید. می توانید ظاهر ویندوز را برای بهینه کردن سرعت آن تغییر داد. می توان اطلاعات زیادی را در مورد قسمتهای مختلف ویندوز بدست آورد. می توانید ارورهای موجود بر روی هارد را شناسایی و برطرف کرد. می توان ...
حجم فایل : 9.62 MB
تعداد دریافت : 1545Speed Gear v5.00
این بار می خواهم یک برنامه بسیار جالب را به شما معرفی کنیم که شاید تا به حال به آن برخورد نکرده باشید. کار این برنامه چیزی شبیه به برنامه های افزایش سرعت بازیها در ویندوز است. فرق اصلی این برنامه با برنامه هایی مانند GameXP‌ و GameGain این است که این برنامه سرعت بازیها را کاهش نیز می دهد. این کاهش س ...
حجم فایل : 542 KB
تعداد دریافت : 3645
از این برنامه می توانید برای بهینه کردن تنظیمات ویندوز و سیستم خود در اجرای بازیهای کامپیوتری استفاده کنید. این برنامه نیاز به نصب ندارد و فقط یک فایل اجرایی دارد. در اولین اجرا Yes را انتخاب کنید تا حالت سیستم شما در فایلی ذخیره شود و بتوانید تغییرات انجام شده توسط نرم افزار را به حالت قبلی برگردان ...
حجم فایل : 531 KB
تعداد دریافت : 3531Ashampoo WinOptimizer 4.35
این برنامه کارهای زیر را انجام می دهد: بهینه کردن ویندوز ، تمیز کردن درایوها ، تمیز کردن رجیستری ، تمیز کردن فایلها و اطلاعات اینترنتی ، تنظیم برنامه های Startup ، مدیریت سرویسهای ویندوز ، بهینه کردن اتصالات اینترنتی ، مسدود کردن IP های مزاحم ارسال کننده اسپم ، بررسی وضعیت فایلی یک درایو ، پاک کردن ...
حجم فایل : 8.88 MB
تعداد دریافت : 1741
با استفاده از این برنامه می توانید سیستم خود را بهینه کرده و از حداکثر امکانات آن استفاده کنید. این برنامه کارهای زیر را بر روی ویندوز شما انجام می دهد: افزایش سرعت ویندوز ، بهینه کردن ویندوز ، تمیز کردن رجیستری ، افزایش امنیت سیستم ، بهینه کردن برنامه های Startup ، پاک کردن فایلهای زائد ویندوز ، از ...
حجم فایل : 5.29 MB
تعداد دریافت : 1867GameGain v2.6.20.2005
این برنامه با ایجاد تغییراتی در ویندوز اجرای بازیها را بهبود می بخشد و سرعت اجرای آنها را افزایش می دهد. این برنامه با ایجاد تغییر در رجیستری، سرعت احیای مانیتور ، تغییر در الگوی پردازشی CPU و بهبود انیمیشنها و ... ویندوز را برای اجرای بهتر یک بازی آماده می کند. این برنامه با توجه به نوع ویندوز و سا ...
حجم فایل : 765 KB
تعداد دریافت : 3716
با استفاده از این برنامه می توانید اطلاعات درایوهایتان را به صورت هوشمند مرتب و دفرگ کنید. این برنامه اطلاعات روی هارد را به چند دسته از نظر دفعات استفاده تقسیم می کند و اطلاعاتی را که بیشتر مورد دسترسی قرار می گیرند را در قسمتهای پرسرعت هارد قرار داده و به این وسیله سرعت ویندوز را افزایش می دهد. ای ...
حجم فایل : 7.95 MB
تعداد دریافت : 1761
این هم یکی دیگر از برنامه هایی که برای آماده کردن آن وقت زیادی صرف شد. کاربران با این برنامه آشنایی دارند و می دانند که بهترین برنامه برای رفع مشکلات ویندوز و رجیستری و .. می باشد. این برنامه مشکلات ویندوز را شناسایی می کند و برای رفع آن اقدامات لازم را انجام می دهد. موارد بهینه کردن زیاد هستند و نم ...
حجم فایل : 38.97 MB
تعداد دریافت : 3085
مجموعه 69 فایل Update ویندوز XP SP2 که به صورت خاص برای تبیانی های عزیز جمع آوری شده است. اگر ویندوز XP SP2 را نصب کرده اید و مرتبا Automatic Update ویندوز به شما اعلان می دهد و در هنگام کار با اینترنت به دلیل دریافت Update ها سرعت اینترنت کاهش پیدا می کند می توانید این امکان را در ویندوز غیر فعال ک ...
حجم فایل : 61.11 MB
تعداد دریافت : 3820
با استفاده از این برنامه می توانید فایلهای Temp ویندوز را پاک کنید. فایلهای سطل اشغال ویندوز ، فایلهای Temp اینترنتی ، فایلهای کوکی ، لیست AutoComplete در Internet Explorer ، لیست فایلهایی که در برنامه های مختلفی مانند Windows Media Player و Microsoft Word و ... باز کرده اید را پاک کنید. لیست دستورا ...
حجم فایل : 2.25 MB
تعداد دریافت : 1410EleRam PC-Down 1.1.27
شرح برنامه از زبان درخواست کننده برنامه: یک برنامه فارسی، با ضاهر ساده ولی خیلی خوب که کارش خاموش کردن کامپیوتر شماست. ولی نه یک خاموش کردن معمولی! وقتی شما با این برنامه ساده کامپیوتر خودتان را خاموش یا ریستارت می کنید، متوجه این تغییر خواهید شد. خواهید دید که سرعت خاموش و روشن شدن سیستم شما چندین ...
حجم فایل : 222 KB
تعداد دریافت : 8572RegCure 1.3.0.2
با استفاده از این برنامه می توانید 11 دسته مشکل را در رجیستری ویندوز برطرف کنید. همچنین می توانید از رجیستری ویندوز نسخه پشتیبان تهیه کنید. در ضمن قابلیت مشاهده و مدیریت برنامه های Startup سیستم نیز وجود دارد. مثلا اگر در هنگام بالا آمدن ویندوز پیغام خطایی را مشاهده می کنید که مثلا فلان فایل موجود ن ...
حجم فایل : 982 KB
تعداد دریافت : 3080CCleaner (Crap Cleaner) 1.37.456
با استفاده از این برنامه می توانید ویندوز را به طور کلی تمیز و پاکسازی کنید. این نرم افزار داده های و رشته های اضافی را از هر جای ویندوز و نرم افزارهای آن مانند Internet Explorer و Media Player و ... پاک می کند. همچنین با ردگیری برنامه های سازگار نصب شده بر روی ویندوز که این نرم افزار آنها می شناسد ...
حجم فایل : 449 KB
تعداد دریافت : 4726


نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد