X
تبلیغات
رایتل

زندگی زناشویی

زوج های هنرمند
مزایای تنهایی
رازهای زنان
حمایت از زن
فواید ازدواج
رازهای مردان
کارناپسند مردها
جذابیت آقایون

طنز

پنج سوال
بازی با اعصاب
آموزش باکلاسی
محاسبه عمر
بازی با اعصاب
زده حال یعنی
درصد فضولی
لیلی و مجنون
زلزله کامپیوتری

آموزش

آموزش بیلیارد
آموزش آشپزی
آموزش یاهو
آموزش مطالعه
آموزش اینترنت
امنیت در یاهو
کلمات درچت

فال و طالع بینی

طالع بینی ازدواج
طالع بینی پنیر
طالع بینی هندی
طالع بینی مصری
طالع بینی اسم
طالع بینی چینی
طالع بینی میوه
طالع بینی خون
طالع بینی خواب
فال میوه درخت
فال ازدواج
فال شخصی
فال با قرآن
فال حافظ COOL
شخصیت شناس

مذهبی

احادیث
زیارت عاشورا
حقیقت روح
عواقب گناه
استجاب دعا
مدیحه
خدا را بشناسیم

دیدنی

دوربین زنده دنیا
دوربین زنده تهران
عدد عجیب
تلویزیون و رادیو

تست و روانشناسی

خودشناسی
امضا شناسی
پیشگویی
اولویت ها
شعور حسی
تست ریون
توانایی مشاهده
آزمون آدمک

ایران

نام های اصیل
ضرب المثل
هواشناسی
نقشه ایران
اخبار ایران
شبکه تلویزیونی

بازرگانی

وبلاگ

مطالب جالب
فیلمهای دیدنی
نرم افزار موبایل
آهنگهای موبایل
جام جهانی 2010
ایدز
توصیه پزشکی
روانشناسی
شادابی پوست
تصاویر عاشقانه
داستان عاشقانه
شعر عاشقانه
ترفند اینترنت
ترفند کامپیوتر
ترفند موبایل
بیوگرافی خواننده
بیوگرافی بازیگران
جوک اینترنتی
جوک اس ام اس
حوادث
هنری و فرهنگی
خبر ورزشی
خبرهای جالب
علمی و فناوری
دانلود نرم افزار
بازی
مالتی مدیا
نرم افزار هکر
عکس COOL
تصاویر عاشقانه
عکس ختده دار
عکس دیدنی

عاشقانه

بازی عاشقانه
افکار عاشقانه
عاشقانه ها
ملاقات عاشقانه
داستان ازدواج
دوست داشتن
شعر پرمعنا
عشق یعنی
علائم عاشقی

مراحل عشق

شباهت اسم

ارزیابی قرارداد تسلیحاتی آمریکا با کشورهای منطقه خاورمیانه و تأثیرات منطقه‌ای آن
دکتر علی بیگدلی، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بین‌المللی

روز چهارم اوت 2007، نیکلاس برنز معاون سیاسی وزارت امور خارجة آمریکا اعلام کرد، رئیس جمهور با فروش 53 میلیارد دلار تسلیحات متعارف پیشرفته به چهار کشور خاورمیانه موافقت کرده است. این پیشنهاد بایستی به تصویب کنگره برسد، اما برخی از سناتورها با فروش اسلحه به عربستان و امارات مخالفت کردند.
فروش این حجم از سلاح‌های مدرن و متنوع از سوی آمریکا به کشورهای مصر، عربستان و امارات (به غیر از اسرائیل)، نشان‌دهندة تغییر راهبرد نظامی واشنگتن نسبت به منطقة خاورمیانه است. این قرارداد جنجالی گرچه رسماً تحقق پیدا کرده، اما در آمریکا، اتحادیة اروپا و بویژه در منطقه، با عکس‌العمل‌های متفاوت و گاهی شدید روبه‌رو شد. طبق اظهارنظر برخی از خبرگزاری‌ها، جمهوری اسلامی ایران نیز مذاکره برای خرید 250 فروند میگ 21 را با روسیه آغاز کرده است. گرچه این تغییر راهبرد این روزها ناشی از ناکامی نظامی – سیاسی آمریکا در عراق است، اما از زمان فروپاشی شوروی تاکنون آمریکا راهبرد منطقه‌ای خود را بارها تغییر داده است. پیش از 11 سپتامبر 2001، راهبرد نظامی آمریکا بیشتر روی شوروی – اروپا – شرق آسیا و خاورمیانه مستقر شده بود. آنچه برای رؤسای جمهور آمریکا، قبل از بوش، در اولویت قرار داشت، پیاده کردن طرح «نقشة راه» به منظور برقراری صلح میان فلسطین و اسرائیل و اعمال سیاست مهار دوگانة ایران و عراق بود. در این دوره، عربستان به عنوان مهم‌ترین متحد واشنگتن به حساب می‌آمد؛ به‌طوری که آمریکا به اتکای عربستان و دیگر اعضای شورای همکاری خلیج فارس، سیاست‌های خود را علیه ایران و عراق پیش می‌برد. در پی شکست سیاست مهار دو گانه و ناکامی در اجرای نقشة راه و بویژه پس از حادثة 11 سپتامبر، عملاً آمریکا در خاورمیانه در انزوا قرار گرفت. هرچند روابط تهران – واشنگتن برای مدت کوتاهی بعد از 11 سپتامبر رو به بهبودی گذاشت، زیرا ایران جزو نخستین دولت‌هایی بود که اقدام تروریستی 11 سپتامبر را محکوم و در حملة آمریکا به افغانستان برای سقوط طالبان با واشنگتن همکاری کرد. اما بهبودی روابط به سرعت به سردی گرایید و سیاست آمریکا نسبت به عراق رفته‌رفته شکل حملة نظامی به خود گرفت.
بعد از 11 سپتامبر روابط ریاض – واشنگتن پس از نیم قرن اتحاد و دوستی به یکباره به تیرگی کشیده شد، زیرا از یک طرف مردم مصر، عربستان و امارات در یک واکنش دور از انتظار در ساعات پس از واقعة 11 سپتامبر دست به شادمانی زدند و این سه دولت، بویژه عربستان تحت فشار کانون‌های سلفی‌گری در محکوم کردن این اقدام تروریستی عکس‌العمل مناسبی از خود بروز ندادند. روابط میان آمریکا و عربستان زمانی به تیرگی بیشتر گرایید که مشخص شد از نوزده هواپیماربای تروریست که مرتکب واقعة 11 سپتامبر شدند، پانزده نفرشان از شهروندان سعودی و چهارنفرشان از اتباع امارات بوده‌‌اند. ادعای محافل اطلاعاتی آمریکا دایر بر کمک‌های سعودی و امارات و تجار این کشورها به القاعده، سطح تیرگی روابط را افزایش داد. هرچند عربستان و امارات اعلام کردند که تابعیت این افراد را قبلاً لغو کرده بوده‌اند.
در این راستا، چارلز اسکامر Charles Schumer سناتور سرشناس جمهوریخواه، عربستان را متحدی «دغل‌باز» نامید که در برابر منافع آمریکا دست به بازی دو گانه‌ای زده است. وی پیشنهاد کرد که دولت بوش بایستی تمام همکاری خود با دولت ریاض را به سرعت کاهش دهد. جورج بوش نیز در بحبوحة سردرگمی دولت و ملت آمریکا، عربستان را پمپ بنزینی بزرگ دانست که بدون هیچ مسئولی به حال خود رها شده و ممکن است هر لحظه منفجر شود.
بعد از 11 سپتامبر و پس از طرح راهبرد «محورت شرارت» و میلیتاریزه کردن سیاست منطقه‌ای خود، بوش، اسلام و کشورهای اسلامی را کانون پرورش و حمایت تروریسم اعلام و اضافه کرد موج جدید اسلام‌گرایی خشن، به مراتب از کمونیسم دهه 1960 برای مردم و منافع آمریکا خطرناک‌تر است. به این ترتیب در پی بحران‌‌سازی جدید، راهبرد مبارزة همه جانبه با تروریسم اسلامی، در صدر سیاست نظامی نو محافظه‌کاران آمریکا در منطقه قرار گرفت و بی‌اعتمادی عمیقی بر روابط عربستان و امارات با آمریکا حاکم شد.1 آمریکا به جای پایگاه‌های نظامی خود در عربستان و امارات، پایگاه‌های جدیدی در قطر و بحرین تأسیس کرد. قطر به عنوان مرکز فرماندهی نیروهای نظامی آمریکا در منطقه، اجازه داد آمریکا هرگونه عملیات نظامی در منطقه رااز قطر هدایت کند. پایگاه قطر، پس از پایگاه ناتو در ترکیه، بزرگ‌ترین پایگاه نظامی آمریکا در منطقه، با 262 هزار متر مربع و 750 نیروی واکنش سریع و انبار بزرگی از صدها تانک ام – 1 و خودروهای جنگی برادلی Bradly و جنگنده بمب‌افکن‌های پیشرفته اف – 18 و رادارهای فوق‌مدرن است.
پس از حمله آمریکا به افغانستان در سال 2001 که منجر به سقوط رژیم طالبان و سردی روابط با سعودی شد، سرنگونی رژیم صدام حسین در مارس 2003 توسط آمریکا، مورد حمایت مقامات سعودی قرار گرفت، زیرا صدام همیشه عامل تهدید بالفعلی برای منطقه بود. با تصرف عراق، آمریکا اطمینان پیدا کرد که در قلب خاورمیانه هم بر منابع عظیم نفتی دست یافته و هم به پایگاه زمینی ارزشمندی که می‌تواند منطقه و بویژه جمهوری اسلامی ایران را تحت فشار و کنترل خود درآورد. از سوی دیگر سرمایه‌گذاری‌های آمریکا و اسرائیل روی منابع نفتی کشورهای تازه استقلال یافتة شوروی در قفقاز و آسیای میانه و تأسیس پایگاه نظامی در این منطقه، سطح وابستگی نظامی و نفتی آمریکا به عربستان و امارات را کاهش داد. اما هنوز وجود 65 درصد از ذخائر شناخته شدة نفت جهان در منطقة خلیج فارس و همچنین سطح بالای سرمایه‌گذاری کمپانی‌های آمریکا در این منطقه و بویژه در ظهران عربستان است و نقش عربستان در کنترل تولید و قیمت نفت در اوپک به نفع غرب، به آمریکا شهامت ایستادگی و رویارویی در مقابل عربستان را نمی‌دهد. 2 غیر از نفت، احساس نگرانی کشورهای حوزة خلیج فارس از تبدیل ایران به یک کشور اتمی، بار دیگر آمریکا و این کشورها را به هم نزدیک کرده است.
از جانب دیگر، گرفتار شدن آمریکا در عراق و افغانستان و نفوذ ایران در میان شیعیان عراق، باعث شد تا آمریکا نزدیکی روابط با کشورهای همسایة عراق و بویژه عربستان را بیشتر مورد توجه قرار دهد. دیدار ملک‌عبدالله پادشاه عربستان در سال 2006 از آمریکا، به عنوان میهمان ویژة رئیس جمهوری، روابط میان دو کشور را تا حدود زیادی احیاء‌کرد. اما در چنین موقعیتی آنچه حائز اهمیت است، بی‌توجهی آمریکا به موضوع حقوق بشر در مصر و بویژه در عربستان است؛ زیرا قبلاً و در دورة ابهام روابط، هر روز سازمان‌های بین‌المللی و وزارت امور خارجة آمریکا، مصر و عربستان را به نقض حقوق بشر و عدم رعایت دموکراسی متهم می‌کردند، ولی اینک دموکراسی بوش در خاورمیانه با شکست روبه‌رو شده است.
آمریکا به‌منظور کنترل نفوذ ایران در عراق و افغانستان، دست به تشکیل ائتلافی مرکب از مصر، عربستان و اردن زده است تا این کشورهای سنی را وادار به جلوگیری از اشاعة مثلث شیعی ایران، عراق و لبنان کند. بنابراین فروش سخاوتمندانه تسلیحات آمریکا به کشورهای عرب به اضافه اسرائیل، نتیجة این چنین معادلاتی طی سال‌های پس از 11 سپتامبر می‌باشد. اینک تأثیر فروش اسلحه را بررسی می‌کنیم.
1 – سازمان ملی بازرسان آمریکا در گزارشی به سنا اعلام کرده است که پرزیدنت بوش از 18 هدفی که در عراق دنبال می‌کرد، پس از سه سال و نیم فقط به سه هدف - آن هم به طور نسبی - دست یافته است. بنابراین با توجه به ناکامی آمریکا در عراق و نظر به اینکه بوش ماه‌های آخر ریاست جمهوری را پشت سر می‌گذارد و شدیداً تحت فشار کنگره، با اکثریت دموکرات برای خروج نیروهای آمریکایی از عراق قرار گرفته است، پیش‌بینی می‌کند چنانچه ناچار شود به هر دلیلی و به هر شکلی عراق را رها کند، بایستی در پی تأسیس و تقویت پایگاه‌های نظامی خود در کشورهای متحد منطقه‌ای خود باشد تا از نفوذ و دخالت همسایگان عراق و بویژه ایران در آینده و شکل حکومت این کشور جلوگیری کند.
2 – تنها هدف آمریکا در حوزة خلیج فارس و خاورمیانه، محدود کردن حاشیة امنیتی و نفوذی ایران است. اگر فروش اسلحه با این حجم صحت داشته باشد، اولاً منطقه را با نوعی ناامنی نظامی روبه‌رو خواهد کرد، ثانیاً همانند دوران جنگ سرد، دور جدیدی از مسابقة تسلیحاتی و خرید و انبار کردن تجهیزات نظامی را به راه خواهد انداخت و ثالثاً ممکن است فروش اسلحه یک ترفند سیاسی باشد تا به این وسیله ایران و برخی دیگر از کشورهای منطقه از جمله سوریه را وادار کند که برای خرید اسلحه به روسیه و اروپای غربی متوسل شوند؛ زیرا موضوع فروش اسلحه موج کوتاهی بود که زود فروکش کرد. فروش 300 میلیون دلار هواپیمای جنگی از سوی روسیه به اندونزی که تحت نفوذ آمریکاست، در واقع باجی بود که آمریکا به روسیه داد. روسیه در رویارویی ایران و آمریکا کاملاً به یک بازیگر دو چهره تبدیل شده است. شاید در چنین شرایطی ما هم چاره‌ای جز این نداریم که روسیه را به نوعی در کنار خود و در شورای امنیت داشته باشیم. بنابراین به نظر می‌رسد جنجال فروش اسلحه با این حجم بیشتر به یک حقة سیاسی شباهت داشته باشد تا یک واقعیت نظامی؛ زیرا عربستان به قدری از منابع متنوع اروپایی – آمریکایی طی چند سال گذشته سلاح خریداری کرده که قطعاً ظرفیت کاربری آن را ندارد. به این ترتیب با نگاه بدبینانه، این امر می‌تواند بازی سیاسی و به راه انداختن یک جنگ روانی علیه ایران باشد. بنابراین بایستی در مواجهه با چنین رفتارهای سیاسی، دولتمردان ما با دقت نظر و خویشتن‌داری روبه‌رو شوند؛ زیرا اصولاً سیاست، بیشتر گزافه‌گویی است تا واقعیت‌گویی و غربی‌ها در این شیوه مهارت کافی دارند!

پی‌نوشت‌‌ها:
1 – دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه، خلاصه مقالات دوازدهمین همایش بین‌المللی خلیج فارس 14 و 15 اسفند 1380.
2 – از 1003 میلیارد بشکه نفت ذخیره شدة جهان، 663 میلیارد بشکة آن در خاورمیانه به اثبات رسیده است. برای اطلاعات بیشتر به مجلة نگاه سال سوم شمارة 28 – آبان 1381، ص 4 مقالة «استراتژی امنیت ملی آمریکا پس از 11 سپتامبر» رجوع کنید.
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد